تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 442

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٤٢
اين نه عيب است بر عاشق رند و نه خطا است * باده نوشيس كه در او روى و ريائى نبود بهتر از زهدفروشى كه در او روى و ريا است * ما نه مردان ريائيم و حريفان نفاق آنكه او عالم سر است بدين حال گو است * چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم باده از خون و زان است نه از خون شما است * اين نه عيب است گزين عيب خلل خواهد بود ور بود نيز چه شد آدم بىعيب كجاست * حافظ اگر سجده تو كرد مكن عيب كافر عشق ايصنم گناه ندارد * خدا را اى نصيحت گو حديث از مطرب و مى گو كه نقشى در خيال ما از اين خوشتر نميگنجد * برو معالجه خود كن اى نصيحت‌گو شراب و شاهد و شيرين كه رازيانى داد * طبيب عشق منم بله خور كه اين معجون فراغت آورد انديشه خطا ببرد * اى دل از عشرت امروز بفردا فكنى مايه نقد بقا را كه ضمان خواهد شد * ماه « 1 » شعبان منه از دست قدح كاين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد * بيا ايشيخ در خمخانه ما شرابى خور كه د ركوثر نباشد * بشوى اوراق اگر همدرس مائى كه علم عشق در دفتر نباشد * در شب قدر ار صبوحى كرده‌ام عيبم مكن
هامش
( 1 ) در فصل شراب گذشت كه در ميكده‌ها در ماه رمضان بسته ميشد لذا تحريس مىكند كه در ماه شعبان غنيمت شمرده فرصت را از دست مده .
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 442 | الشيخ محمد جواد الخراساني