تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 422

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٢٢
تصحيح همهء طرق و مذاهب است ( الطرق الى اللّه بعدد انفاس الخلائق )
در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست * هر جا كه هست پرتو روى حبيب هست تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين * خدا گو است كه هر جا كه هست با اويم
اين اشعار را اهل حكمت و عرفان در اين موارد مىآورند و مىپندارند كه در خصوص همين موارد گفته ولى نه چنين است زيرا كه روى سخن او در اين اشعار با خدا نيست تا حمل بر وحدت وجود يا فنا و وصل يا تصحيح طرق كنيم پس از باب استشهاد ، آوردن اين اشعار روا نيست ولى از باب تمثل صحيح است اما بيت اول در غزليست كه او را بنام شاه سفر كرده گفته و قبل از اين بيت اين است :
كو پيك صبح تا گله‌ها شب فراق * با آن خجسته طالع فرخنده پى كنم
اين جان عاريت ( الخ ) و ظاهر است كه مخاطب به خجسته طالع فرخنده شاهست نه خدا پس اين از باب اظهار فناست در عشق دوست خود بحديكه جان خود را عاريت و بسته به او ميبيند و اين از نوع همانهاست كه گذشت و از همانست كه گفتيم سبكش عارفانه است نه عرفانست و اما بيت دوم پس روى سخن با پير است كه ميگويد :
چو دست بر سر زلفش زنم بتاب رود * ور آتشى طلبم بر سر عتاب رود گدائى در جانان بسلطنت مفردش * كسى ز سايه اين در بآفتاب رود دلا چو پير شدى حسن و نازكى مفروش * كه اين معامله در عالم شباب رود
بعد گويد حجاب راه توئى ( الخ ) پس در مقام گله از لطف پير است بعد به خود برگشته ميگويد حافظ همهء كوتاهى ما از توست مثل ( هر چه هست از قامت ناساز ( الخ ) و اما بيت سوم نيز درباره پير است يا معشوق ديگر كه