تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 420

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٢٠
مصرع ديگر و گاهى با يك بيت در باب حكمت و پندهاى منظورهء خود ، و در بسيارى از موارد اصلا بى جا استعمال ميكنند حتى بر وجه تمثل زيرا كه مورد با تمثل تناسب ندارد اين هم مانند آنكه بعضى از غزلهايش را بعضى كه اهل اطلاع نيستند از روى حقيقت براى امام زمان ميخوانند با آنكه او يك بيت براى امام زمان عليه السّلام نگفته اشعار حافظ را در هر مقام از عرفان و عشق و حكمت و پند كه استعمال ميكنند همه‌اش بى جا و بىمورد است مگر آنكه از باب تمثل و بر وجه تمثل بياورند زيرا كه او بعنوان هيچيك از اين موضوعات باالخصوص نگفته بلكه هر شعرى كه در هر يك از اين موضوعات آورده شود مانند استعمال اين بيت است كه :
هر چه هست از قامت ناسازيى اندام ماست * ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست
كه او براى پير خود گفته ولى ديگران دربارهء خدا ، دربارهء پيغمبر دربارهء امام عليه السّلام دربارهء هر شخص بزرگى كه خواهند او را تكبير كنند تمثل ميكنند . باب تمثل چنانچه گذشب بابى است متداول و متعارف امير المؤمنين عليه السّلام به اين بيت دربارهء ابن ملجم تمثل چيست كه آنحضرت ارادهء خير به او داشت و او ارادهء سوء بآنحضرت داشت ( اريد حيواته و يريد قتلى ) ابن زياد نيز به همين بيت تمثل جست دربارهء هانى بن عروة و ما منكر جواز تمثل نيستيم هر كس بهر شعرى كه مناسب با مقصود خود ببيند تمثل كند و جواز تمثل را هم به شعر نا اهلان منع نميكنيم اگرچه تركش را بهتر ميدانيم بلكه در جائى كه موهم باشد واجب ميدانيم ولى بعضى اشخاص بعضى از اين اشعار را در بعضى از اين موضوعات كه گذشت بر سبيل مورد و مقام استعمال
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 420 | الشيخ محمد جواد الخراساني