و اما ثالثاچه دليلى است بر تصفيه باطن و اين صحبت تصفيه باطن از چند وجه مورد سؤال و مطالب بدليل است اول در صحت اين طريق است ، يعنى چه كسى تصديق صحت او را كرده ، و كه اين راه را پيمود و آن عيان و شهود برايش رخ داده تا شهادت او حجت باشد ؟
دوم در حقانيت و اعتبار اين طريق زيرا كه ممكن است راهى صحيح باشد و ارائه واقع كند اما از طرف شرع يعنى از طرف حق كه صاحب حق است معتبر نباشد چنانچه مىبينيم در مقام احقاق حقوق بين خصوم ، بشاهد و قسم امر فرموده و طرق علمى ديگر را از راه جفريا رمل يا جن اعتبار نكرده ، و همچنين در استنباط احكام طرق متعارف را تصويب فرموده و از راههاى ديگر كشف و استعلام مغيبات ، غدقن فرموده .
سوم آنكه بر فرض اعتبار چه دلى لاست بر انحصار ، يعنى چه دليلى است بر آنكه عرفان يعنى شهود و عيان راهش منحصر بتصفيهء باطن است بر وجه معهود ، كه از راه علم و عمل و زهد و تقوى حاصل نشود ؟
چهارم آنكه چه دليلى است بر آنكه تصفيه باطن حاصل نشود مگر بارشاد مرشد باز چه دليل است بر اجازه خود مرشد و اجازه اين عمل از صاحب حق مثلا فرض ميكنيم آوردن آب را بيك محصل مخصوص ، بوسيلهء نهر مىشود و بوسيله قناتهاى زير زمين هم مىشود و بوسيلهء لوله آهن هم مىشود ، و بوسيلهء ديگر هم مىشود باز اين عمل بوسيله بنا مىشود ، بوسيله معمار هم مىشود ، بوسيله مهندس هم مىشود ، بوسيله آهن ساز هم مىشود اينها همه صحيح اما كه امضاء كرده بعد كه اجازه اصل عمل را داده و يكى از آن طرق را رخصت داده ؟ همهاش محتاج باذن و اجازه است پس مدعيان عرفان كه غير از خود كسى را عارف نميدانند ، و حصول عرفان را منحصر
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 406
پدیدآورندگان: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ۴۰۶