پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 403

پدیدآورندگان:

صرضوان اكبر إله ۴۰۳
به حد معرفت تامه كه معرفت تفصيلى عيانى شهودى است . و ثانيا چه دليلى بر لزوم تحصيل اين نوع معرفت است بوسيلهء رياضات شاقه ، صرف آنكه فلان پيغمبر چنين بود يا فلان امام چنان بود يا امير المؤمنين عليه السّلام فرمود لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا يا فرمود ما رايت شيا الا و رايت اللّه قبله و بعده و معه و امثل ذالك بشما چه مربوط است اين دليل نيست بر آنكه هر بشرى ميتواند چنين مقام پيدا كند يا دليل نيست بر اينكه بايد مجاهده كنند تا به اين حد برسند مثل شما مثل آن كسى استكه در صحن خانه‌اش جست‌وخيز ميكرد و نشاط و طرب داشت و با شادى رقص ميكرد رفيقش گفت ترا چه مىشود گفت مگر نميدانى گفت نه گفت امروز در خانه همسايه عروسى است ، گفت به تو چه دخلى دارد ؟ گفت عجب نهارهم ميدهند . گفت باز هم به تو چه ، جان من على عليه السّلام چنين و چنان بود يا چنين و چنان ميگفت يا فلان پيغمبر يا امام عليه السّلام چنين و چنان بود يا چنين و چنان گفت به تو و مريدان تو چه ، چرا اين احاديث را ميآوريد و بر مريدان ساده بيچاره تلبيس ميكنيد ، چرا وقتى كه كسى خود را موازنه با يكى از پيرانتان كند زود برايش شعر مولوى ميخوانيد ( كار پاكان را قياس از خود مگير ) اما براى خودتان نميخوانيد كه خود را قياس بانبياء و ائمه ميكنيد معلوم مىشود كه عظمت پيران بيشتر است از انبياء و اوصياء كه كسى حق ندارد خود را بدانها قياس كند اما به امام و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم ميتواند ، پس اينها دليل نيست بر آنكه هر بشر را اين حداست يا آنكه از هر بشر اين مرتبه را خواسته‌اند وا ما ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون بر فرض كه تفسير به ليعرفون شده باشد جز اين دلالت ندارد كه از جن و انس معرفت خواستند ، اما آنكه از همه حد