البته از عرفاى حقهاند ولى خصوصيت ندارد كه همان چند نفر را بشمريد بلكه همه فقهاء چنينند و اگر مقصود آنست كه آن چند نفر بر روش عرفان رسمى متصوفه بودهاند و مع ذالك حقهاند اين غلط محض است و افتراست ايشان مبرا و منزه از اين روش سخيف بودهاند و اگر بر فرض محال و فرض غير واقع ، شما ثابت كنيد كه آنها اهل اين روش بودهاند و مع ذالك حقند زيرا كه علما از ايشان تجليل ميكنند خواهم گفت حاشا و كلالا اثر بعد العيان اگر بفرض محال تصوف ايشان ثابت شود ما آنها را هم در عداد ديگران محسوب خواهيم داشت زيرا كه آنها را امام مذهب خود ميدانستند نه با اعتقاد آنكه ايشان صوفى مسلك بودهاند اگر بگوئى اين چند نفر با همين سيره و روش مورد اعتماد و قبولى فقهاء است خواهيم گفت آرى مورد قبول و اعتمادند اما در فن مختص بايشان يعنى اگر محدث است در حديثش و اگر رجالى است در رجالش نه در سيره و روشش چنانچه بسيارى از مورخين عامهء در تاريخ مورد اعتمادند و بسيارى از اهل لغت از عامه مورد اعتمادند و بسيارى از رواة از زيديه و فطحيه و واقفيه در نقل روايت مورد اعتمادند امام ( ع ) هم فرمود « خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا » محمّد امين استر آبادى اخبارى نيز در رجال مورد اعتماد است پس اين اعتماد براى شما سند نميشود و هم شاهد نميشود بر تصديق سيره و روش اين چند نفر بلكه متأخرين از ايشان بر سيره و روش اين چند نفر كه ميگوئيد طعن ردهاند حتى آنكه بعضى خارج از ادب شده طعنهاى نالايق هم زدهاند پس اين چند نفر كه شما خرجشان را از باقيها جدا كرديد اگر واقعا جدا هستند كه ما را هيچ بحثى نيست و شما را هم مبر
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 370
پدیدآورندگان: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ۳۷۰