در بيت اول كمال را محول بر طينت كرده و در بيت دوم بر سعى و همت .
طريقه دهم
طريقهء دهم در شعر بىمعنى آنكه از گبران و زردشتيان و مشركين تمجيد كند از حافظ اين روش نيز اتفاق افتاده آنجا كه گويد :
بباغ تازه كن آئين دين زردشتى * كنون كه لاله برافروخت آتش نمرود
ز دست شاهد نازك عذار عيسى دم * شراب نوش و رها كن حديث عاد و ثمود
سرود مجلس جمشيد گفتهاند اين بود * كه جام باده بياور كه جم نخواهد ماند
استدلال مىكند بر تجويز باده بقول مطرب جمشيد
ايدل تو جام جم مطلب جام مى بخواه * كاين بود قول طرب دستانسراى جم
حال خونين دلان كه گويد باز * وز فلك خون جم كه جويد باز
جز فلاطون خم نشين شراب * سر حكمت بما كه گويد باز
گرد بيت الحرام خم حافظ * گر نميرد بسر بپويد باز
قدح بشر طادب گير زانكه تركيبش * ز كاسهء سر جمشيد و بهمن است و قباد
كه آگهست كه كاوس و كى كجا رفتند * كه واقفست كه چون رفت تخت جم بر باد
درده به ياد حاتم طى جام يكمنى * تا نامهء سياه بخيلان كنيم طى
سخا نمانده سخن طى كنم شراب كجاست * بده گشادى روح و روان حاتم طى
در ساقنامه كه جملة از آن در فصل شاهان گذشت گويد :
بده ساقى آن مى كز و جام جم * زند لاف بينائى اندر عدم
به من ده كه گردم بتأئيد جام * چو جم آگه از سر عالم تمام
بده ساقى آن مى كه عكسش ز جام * بكيخسرو و جم فرستد پيام