و معارف اسلام كردند لهذا در آن دوره حوزهها گرم شد طالبان علم بسيار شدند پس به حكم فطرت كه ( منهومان لا يشبعان ) بهر طرف جويا و پويا بودند و بهر حوزه و حلقه سر ميزدند تا مگر نورى بيابند كه از او استضائه كنند و علمى بيابند كه ظلمت جهل و تشكيك و وسوسه از خود دور كنند متأسفانه بهر جا قدم ميگذاردند جز تارى چيزى نميديدند و بهر حوزه ميرفتند جز جهل و حيرة و شك چيزى نميافزودند تا عاقبت بسيارى كه غرض و مرض نداشتند سعادت و توفيق ايشان را بباب مدينهء علم رهنمائى كرد پس از سرگردانيهاى زياد بحر مواج بىپايان علم را جستند چه درياى بىكران و چه قلزم بىپايان نه همچون ديگران كه تفوقش بر همسران در يك رشته آن هم ناتمام بلكه جهل و نقصان بود چون بدرياى آل محمّد رسيدند ديدند در هر رشته بىپايان و در هر علم بىكرانست ناچار هر كس بساحل آن دريا لنگر انداخت ديگر پى آن نهرهاى كوچك گلآلود نرفت و هم بدين جهت و هم بمعرفى يكديگر عده روزافزون ميگرديد . طولى نكشيد كه در مدت كمى شاگردان حضرت باقر و صادق ( ع ) به دو هزار و سه هزار و چهار هزار رسيد و اين امر عجيبى شد در اسلام در آنزمان حوزهها و حلقهها را همه شكست و از جهل و نقص استادان و مربيان را ظاهر كرد بطوريكه چاره نداشتند جز آنكه معترف شوند حتى آنكه بسيارى بناچارى در مجلس افاضه حضور بهم ميرساندند تا استفاده كنند صاحبان حوزه و استادان يعنى جاهطلبان در صدد تمهيد برآمدند كه چاره اين مهم كنند زيرا كه لطمهء بزرگى به همه زد و همهء دكانها را بست و مشتريان را به خود جلب كرد اما كو و كجا شمع كى تواند در مقابل آفتاب عرض اندام كند للمؤلف :
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — Page رضوان اكبر إله 235
Contributors: الشيخ محمد جواد الخراساني
P.رضوان اكبر إله 235