تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 176

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٧٦
بمى در ساله تشبيه كرده و وزير را به محبوب چارده ساله كنايه كرده و وجه تشبيه و كنايه شايد اينست : كه مراوده حافظ با شاه پس از دو سال از سلطنت و با وزير پس از چارده سال از وزارت كه در عهد اين سلطان و سلاطين سابق اتفاق افتاده يا مرادش از دو سال شاه كه گفته تدبير ما بدست شراب دو ساله بود ، همان دو سال از سلطنت است ، ولى مراد از چهارده سال وزير ، چهار ، ده سال مراودت و ارتباط ، يا چهار ، ده سال عمر است چنانچه در غزل آينده است .

107 وزير

مجمع خوبى و لطف است عذار چو مهش * ليكنش مهرو وفا نيست خدايا بدهش چهارده سال بنى چابك و شيرين دارم * كه بجان حلقه به گوش است مه چاردهش دلبرم شاهد و طفل است ببازى روزى * بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش بوى شيراز لب همچون شكرش ميآيد * گرچه خود ميچكد از شيوه چشم سيهش يار دلدار من ار قلب بدينسان شكند * ببرد زود بجاندارى خود پادشهش اگر مقصود از اين چارده ساله غير * آن چهارده ساله غزل سابق باشد
ممكن است وزيرزاده يا اميرزاده‌اى باشد كه ميگويد ، ببرد زود بجاندارى خود پادشهش ، و اگر همان باشد ممكن است كه سنش چهارده ساله بوده و بوزارت انتخاب شده بايد بتاريخ وزراء مراجعه كرد .

108 امير تيمور

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل * شاه تركان فارغ است از حال ما كو رستمى در طريق عشقبازى امن و آسايش بلا است * ريش باد آندل كه با درد تو خواهد همدمى