بمى در ساله تشبيه كرده و وزير را به محبوب چارده ساله كنايه كرده و وجه تشبيه و كنايه شايد اينست : كه مراوده حافظ با شاه پس از دو سال از سلطنت و با وزير پس از چارده سال از وزارت كه در عهد اين سلطان و سلاطين سابق اتفاق افتاده يا مرادش از دو سال شاه كه گفته تدبير ما بدست شراب دو ساله بود ، همان دو سال از سلطنت است ، ولى مراد از چهارده سال وزير ، چهار ، ده سال مراودت و ارتباط ، يا چهار ، ده سال عمر است چنانچه در غزل آينده است .
107 وزير
مجمع خوبى و لطف است عذار چو مهش * ليكنش مهرو وفا نيست خدايا بدهش
چهارده سال بنى چابك و شيرين دارم * كه بجان حلقه به گوش است مه چاردهش
دلبرم شاهد و طفل است ببازى روزى * بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش
بوى شيراز لب همچون شكرش ميآيد * گرچه خود ميچكد از شيوه چشم سيهش
يار دلدار من ار قلب بدينسان شكند * ببرد زود بجاندارى خود پادشهش
اگر مقصود از اين چارده ساله غير * آن چهارده ساله غزل سابق باشد
ممكن است وزيرزاده يا اميرزادهاى باشد كه ميگويد ، ببرد زود بجاندارى خود پادشهش ، و اگر همان باشد ممكن است كه سنش چهارده ساله بوده و بوزارت انتخاب شده بايد بتاريخ وزراء مراجعه كرد .
108 امير تيمور
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل * شاه تركان فارغ است از حال ما كو رستمى
در طريق عشقبازى امن و آسايش بلا است * ريش باد آندل كه با درد تو خواهد همدمى