از دم صبح ازل تا آخر شام ابد * دوستى و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد * ما به او محتاج بوديم او بما مشتاق بود
پيش از آن كاين سقف سبز و طاق مينابر كشند * منظر چشم مرا ابروى جانان طاق بود
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * دستم اندر ساعد ساقى سيمين ساق بود
بر در شاهم گدائى نكته در كار كرد * گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
در شب قدر ار صبوحى كردهام عيبم مكن * سرخوش آمد يار و جامى بر كنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد * دفتر نسرين و گل رازينت اوراق بود
105 شاه منصور يا شاه يحيى
حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودى * كنون كه ماه تمامى نظر دريغ مدار
مراد ما همه موقوف يك كرشمه تست * ز دوستان قديم اين قدر دريغ مدار
بقيهاش در اظهار طمع بيايد .
106 شاه وزير
نصيحتى كنمت بشنو و بهانه مگير * هرآنچه مشفق ناصح بگويدت بپذير
ز وصل روى جوانان تمتعى بردار * كه در كمينگه عمر است مكر عالم پير
نعيم هر دو جهان پيش عاشقان بجوى * كه آنمتاع قليل است و اينعطاى كثير
چو قسمت ازلى بيحضور ما كردند * گر اندكى نه بوفق رضاست خورده مگير
معاشرى خوش ورودى بساز ميخواهم * كه درد خويش بگويم بنالهء بم وزير
بعزم توبه نهادم قدح ز كف صد بار * ولى كرشمه ساقى نميكند تقصير
بيار سغار ياقوت فام و در خوشاب * حسود گو كرم آصفى ببين و بمير
مى دو ساله و محبوب چارده ساله * همين بس است مرا صبحت صغير و كبير
هر كس اين غزل را كه بنام وزير گفته كه مقصود از كرم آصفى كرم وزير است ، و غزل سابق را كه بنام شاه گفته ملاحظه كند ميفهمد كه شاه را