تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 173

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٧٣
اى عروس هنر از بخت شكايت منما * حجله حسن بيار اى كه داماد آمد « 1 » دلفريبان نباتى همه زيور بستند * دلبر ما است كه با حسن خداداد آمد

98 در تملق بشاه با درخواست وظيفه

ديرى است كه دلدار پيامى نفرستاد * ننوشت كلامى و سلامى نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران * پيكى نداونيد و پيامى نفرستاد فرياد كه آن ساقى شكر لب سرمست * دانست كه مخمورم و جامى نفرستاد چندانكه زدم لاف كرامات و مقامات * هيچم خبر از هيچ مقامى نفرستاد حافظ بادب باش كه وا خواست نباشد * گر شاه پيامى بغلامى نفرستاد

99 شاه :

بحسن خلق و وفا كس بيار ما نرسد * ترا در اين سخن انكار كار ما نرسد اگرچه حسن فروشان بجلوه آمده‌اند * كسى بحسن و ملاحت بيار ما نرسد به حق صحبت ديرين كه هيچ محرم راز * بيار يكجهت حق گذار ما نرسد بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او * بسمع پادشه كامكار ما نرسد

100 شاه :

دلم جز مهر مهرويان طريقى بر نميگيرد * زهر در مىدهم پندش و ليكن در نميگيرد خدا را اى نصيحت‌گو حديث از مطرب و مى گو * كه نقشى در خيال ما ازين بهتر نميگيرد چه خوش صيد دلم كردى بنازم چشم مستت را * كه كس مرغان وحشى را از اين خوشتر نميگيرد سر و چشمى چنين دلكش تو گوئى چشم از او بر گير * برو كاين وعظ بىمعنى مرا در سر نميگيرد
هامش
( 1 ) يعنى آمد آن كسى كه خويد اره شعر هنر آميز است .
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 173 | الشيخ محمد جواد الخراساني