تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 181

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٨١
محل « 1 » صوت گر فضلى بجا داشت * نه از صوت است از خود اين بها داشت اگر ايجاد صوتى فضل آر است * مكرم پس حصى و سوسمار است وگر « 2 » فضلش بود از آنكه اللّه * از او مخصوص گفت انى انا اللّه پس آتش را بود فضلى بموسى * كه از او اين ندا نامد هويدا وگر « 3 » گوئى كه ايجاد صدا شد * كه تا بر خود شجر را اين ندا شد نشايد اين مگر با آن ترانه * كه اشياء عين ذات آن يگانه اگرچه اين بود از اصل فاسد * مع الوصف از برايش نيست شاهد كه نى فضلى براى او بجا هست * نه مبنى بر رياضت و فنا هست نه با تصريح قرآن او موافق * كه قرآن جز شجر را خوانده ناطق
هامش
( 1 ) يعنى در ايجاد صوت براى محل فضلى نيست مگر آنكه محل بنفسه داراى شرف و كرامتى باشد چنانچه و ادى ايمن و آن شجرهء مباركه چنين بوده ، و گرنه پس سنگريزه و سوسمار را هم بايد فضلى باشد و اگر فضل عرضى هم احيانا پيدا كند چون استوانه حنانه فضل مختصرى است آن هم نه از جهت آنكه صرفا محل صوت واقع شده . ( 2 ) يعنى اگر فرض شود كه امتياز درخت از سوسمار و سنگريزه از جهت خصوصيت اين نوع نداى مخصوص است پس موجب فضيلت است پس لازم آيد كه درخت از موسى افضل باشد زيرا كه خداوند درخت را مخصوص به اين فضيلت كرده نه موسى را ( 3 ) يعنى اگر درخت اين ندا از خود و براى خود كرده پس اين مبنى بر وحدت وجود است و بنابراين نه فضلى براى درخت است تا منشأ قياس شود و نه مبنى بر رياضت است و نه قياس قياس اولويت زيرا كه بر اين فرض همه موجودات با هم مساوى و مشتركند بعلاوه اين موافق با قرءآن نيست زيرا كه قرءآن درخت را محل آتش و آتش را محل نطق قرار داده چنانچه فرموده ان بورك من فى النار يعنى بموسى ( ع ) خطاب شد كه مبارك است كسى كه در آتش است بلى اين وهم موافق است با آنچه مولوى خطا كرده گفته ( موسى آن را نار ديد و نور بود ) با آنكه خداوند تصريح فرمود ان بورك من فى النار نفرموده من فى النور اين حقير گفته‌ام ( موسى آن را نار ديد و نار بود ) .