تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 179

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٧٩
روا باشد تحيت « 1 » بهر مسجد * چرا نبود روا از بهر مرشد روا شد پاك سازد هر نجس آب * چهار است از نجس همراه اقطاب روا شد مردهء مارى بود پاك * چرا باشد نجس مردار سلاك روا شد منع مجنب مس قرآن * چرا ممنوع نبود مس قطبان روا شد شعلهء نار از درختى * چرا آتش نگيرد نيكبختى بلى ، آتش بگيرد در شررگاه * كه معلوماتش شود انى انا اللّه

ابطال قياس بجواب حلى و دفع التبلس

ببيان همهء وجوه متصوره در حال مقيس عليه كه درخت است اگرچه قياس شبسترى مبنى بر وحدت وجود است فقط در حقيقت اين قياس نيست زيرا كه در وحدت وجود همهء اشياء على السوية هستند ولى چون او از جهالت مطلب را به صورت قياس درآورده آن هم قياس اولويت و اين خود كاشف از جهل اوست لهذا ما هم بقياس تعبير نموديم .
سپس بشنو تو ابطال قياسش * كه تا گردد هويدا التباسش انا اللّه « 2 » را خدا انشاء فرمود * و يا انشاء او از آن شجر بود
هامش
( 1 ) نماز تحيت ( 2 ) خلاصه وجوه متصورة و شقوق محتملة كه خصم را بر وجه ترديد به آن ملزم مىكند اينست كه آن نداء كه از آندرخت برآمد بحسب تصور ، خالى از اين وجوه نيست يا آنكه منشى آن نداء خودبخود نفس آن درخت بوده بدون تصرف حق اينكه محال و غلط است زيرا كه درخت ناطق نيست و هم نيكبخت و اهل ترقى نيست ، پس اين وجه برود ، و يا منشى ذات حق بوده و اين فرض از سه وجه بيرون نيست يا آنكه خداوند بذات خود ناطق بوده نهايت آنكه صدا از درخت شنيده شده و يا آنكه ايجاد صوت در درخت كرده و يا آنكه درخت را قوهء ناطقه داده تا مانند انسان نطق كند و از خود خبر دهد يعنى درخت حكايت نفس خود بقيه در صفحه بعد