پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه البدعة والتحرف 157

پدیدآورندگان:

صالبدعة والتحرف ۱۵۷
كننده آيا صادق است در آنچه ميگويد يا نه ، ميگويد بلى صادق است و شك و شبهه نيست در آنكه راه بىخطرى است صعوبت و مشقت ندارد حرمان و نااميدى در وى نيست اما اى عزيز بهره‌اش قليل و سودش كم است ترقى در مقام و منزلت ندارد ، اما اين راه كه من ميگويم اگر به پيمائى همه سعادات در وى هست آخرين حد ترقى بشرى را حاصل كنى بلكه از امكان بيرون شوى و در فضاى لامكان جولان دهى ، آنان كه از آن راه ميروند مردان قليل الهمه‌اى هستند از ضعف همت ببهره جزئى اكتفا كرده‌اند ، پس صاحب راه بزرك عمومى ميپرسد كه تو چه ميگوئى دربارهء آن مدعى ، ميگويد مغرورش نشوى كه كذاب است ، سارق است قاطع الطريق است ، رهزن مال و جان است ، برادر شيطان است ، منكر دين و ايمان است ، كافر جنت و نيران است ، در آن طريق مهالك بسيار ، و درندگان بيشمار ، ممكن نيست كسى جان بسلامت بدربرد ، بعلاوه سالك او مغضوب سلطان است ، سلطان در آن طريق گماشته‌ها گذاشته كه سالكين آن راه را با تيرهاى شهب بزنند و با صاعقه‌هاى غضب بسوزانند روندگان از آن راه در نزد سلطان بعنوان سركش و متمرد و ياغى شناخته مىشود ، واى بر حال كسى كه از آن راه برود ، پس ميرود بنزد آنكه بر كنار ايستاده و خود را بيطرف ميگمارد گاه باينطرف موافقت مىكند و گاه بآنطرف پس از او ميپرسد تو چه ميگوئى درباره اين دو نفر ؟ ميگويد اما صاحب راه بزرك شكى نيست كه راست ميگويد و چنان است كه ميگويد و من خود نيز از آن راه سالكم الا آنكه به آن تشديد هم كه دربارهء خصم خود ميگويد نيست قضيه به اين شورى هم نيست اگرچه آنچه آن خصم هم ميگويد و ادعا مىكند و وعده ميدهد هم خالى