هر آن چه گفتم و گويم ز عشق و هجر و وصال * به غير قائم بر حقّ نباشدم به خيال
نه عشق گويم و نى عشق باز و نى عاشق * مرا جز او نبود در زمانه دوست حلال
گرم بدون بشر زيستن شدى ممكن * مكان همى بگرفتم و شهرها به جبال
همان خوشم كه اگر در فراق او ميرم * به وقت مردنم آيد ببينمش به كمال
مگر جواد كه شايد به ما ندارد چشم * كه چشم او نبود جز به عاشقان وصال
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 4
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٤