مآل اين حديث به همان حديث است كه فرمود : « ما اهل بيتى نيستيم كه وقت بگذاريم » .
پس مقصود اين است كه نه كسانى كه پيش از من بودهاند وقتگذارى كردهاند و نه كسانى كه بعد از من بيايند وقتگذارى خواهند كرد . پس معنيش اين است كه هركس به ما نسبت وقت دهد باور مكن چون از ما نيست ، و به همين معنا در حديث ديگر تصريح فرموده ، به محمد بن مسلم فرمود : « هركس براى تو وقتى معلوم كند از او هيبت مكن او را تكذيب كن ، زيراكه او براى احدى وقت نگفتهايم » . « 1 »
و ايضا آن حضرت فرمود : ما براى اين امر وقتگذارى نمىكنيم . « 2 »
و ايضا فرمود : « ما اهل بيتى نيستيم كه وقتگذارى كنيم « ابى اللّه الّا ان يخلف وقت الموقّتين » خداوند ابا و امتناع فرموده جز اينكه خلف سازد وقت وقتگذاران را ، يعنى بر خلاف آن كند » . « 3 »
و ايضا مفضل از آن حضرت پرسيد :
« آيا براى مهدى آن مأمور منتظر عليه السّلام وقت موقّتى هست كه مردم ، او را بدانند ؟
فرمود : حاش للّه اينكه ظهور او موقّت به وقتى شود كه شيعه ما او را بدانند .
گفت : چرا اى آقاى من ؟ فرمود : زيراكه او آن ساعتى است كه خداوند در قرآن فرموده : از تو پرسش مىكنند از ساعت بگو علم آن نزد خداست . « 4 »
پس آن حضرت چند آيهء ديگر كه علم ساعت را منحصر به حق مىكند تلاوت فرمود . مفضل دوباره عرض كرد : آيا پس هيچ وقتى براى او نمىشود گذارد ؟
فرمود : اى مفضل ! من وقتى برا او نمىگذارم و هيچ وقتى هم براى او گذارده نمىشود ، به تحقيق كه هركس براى مهدى ما وقتى معلوم كند پس خود را در علم خدا شريك قرار داده و ادعا كرده كه بر سرّ خدا ظفر يافته . « 5 »
هامش
( 1 ) - بحار 52 / 104 ح 8 .
( 2 ) - غيبت نعمانى 195 .
( 3 ) - بحار 19 / 320 ح 75 ؛ اصول كافى 1 / 415 .
( 4 ) - اعراف 186 .
( 5 ) - بحار 53 / 1 ؛ مختصر بصائر الدرجات 179 .