علت پنجم : كراهت مجاورت ظالمين
اين معنا فى نفسه براى اولياء خدا امرى است مرغوب ، وقتى كه ببينند دعوتشان مؤثر نيست و جز ملالت و رنجش از اعمال ناشايستهء خلق چيز ديگر نيست ، طبعا متمايل به هجرت و اعتزال و غيبت مىشوند ، بهخصوص كه اگر مأمور به سكوت و ترك دعوت هم باشند ، مانند حضرت صاحب الامر كه تا وقتش نرسد بايد ساكت باشد .
نوح عليه السّلام پس از آنكه ديد دعوتش ديگر تأثيرى ندارد گفت :
فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
. « 1 »
ابراهيم عليه السّلام گفت :
وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا
« 2 »
و گفت :
إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ
. « 3 »
موسى گفت :
رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
. « 4 »
به لوط عليه السّلام گفتند : اگر دست نكشى از گفتار خود ، ترا از قريه بيرون خواهم كرد . لوط گفت :
لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ * رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ
. « 5 »
اصحاب كهف نيز به همين لحاظ انزجار از اعمال قبيحه و بتپرستى قوم خود ، از شهر خود هجرت كرده تا اينكه در غارى جايگزين شدند . « 6 »
پس اين عزلت و هجرت امرى است پسنديده و مرغوب و خداوند در شأن آن حضرت اين لطف را رعايت كرده و او را از ميان اين اجتماع پليد بيرون برده ، بهخصوص مدت طولانى انزجارش قهرا دراز و زياد است .
خود آن حضرت به على بن مهزيار هنگام ملاقاتش فرمود : « پدرم به من وصيت كرده كه مجاورت نكنم قومى را كه خداوند برايشان غضب كرده و ايشان را لعن كرده و
هامش
( 1 ) - شعراء 118 .
( 2 ) - مريم 48 .
( 3 ) - صافات 99 .
( 4 ) - قصص 21 .
( 5 ) - شعراء 168 و 169 .
( 6 ) - رجوع شود به كهف 16 .