مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ )
« 1 » .
بلكه اگر شخص عاقل به دقت تأمّل كند خواهد ديد كه امر دعوت در حضرت مهدى عليه السّلام به مراتب سختتر و مشكلتر از پيغمبر عليه السّلام است ، زيراكه آن حضرت دعوت بر تنزيل مىكرد و او دعوت بر تأويل خواهد كرد ، و از اين جهت امر او مشكلتر است .
چنانكه آن حضرت به امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : يا على امر تو مشكلتر است از من ، من بر تنزيل قرآن شمشير زدم و تو بر تأويل شمشير خواهى زد . « 2 » و لذا حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « قائم ما هرگاه قيام كند روبرو خواهد شد از جهال مردم آنچه را كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم از جهّال جاهليت روبرو نشد ، فضيل عرض كرد : چگونه چنين باشد ؟ فرمود :
پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمد مردم را در حالتى كه عبادت سنگ و چوبهاى تراشيده مىكردند و قائم ما هرگاه قيام كند بيايد مردم را درحالىكه همه كتاب خدا را بر او و عليه او تأويل كنند ، و بر او احتجاج كنند به كتاب . « 3 »
و نيز فرمود : قائم عليه السّلام در جنگ خواهد ديد آنچه را كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نديد ، زيراكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمد « 4 » تا آخر آن حديث .
غرض عامه از وضع اين احاديث چيست ؟
ايشان را دراينباره اغراضى است :
1 - صرف مخالفت با احاديث ائمه چه در اين باب و چه در ابواب ديگر يكى از غرضهاى مهم ايشان است . همواره از حسد و عنادى كه با ائمه عليهم السّلام داشتند مىكوشيدند تا هركه خبرى كه از ايشان بشوند يكى بر خلافش وضع كنند يا در او تحريف و تغييرى دهند و يا حديث ديگر مانند او نسبت به ائمه عليهم السّلام دهند و در اين كار ايشان را سه نظر بود :
يكى : محض مخالفت و تشفّى كينه باطنى بدين وسيله .
هامش
( 1 ) - فتح 29 .
( 2 ) - خصال 2 / 794 باب اربعمائه ح 48 .
( 3 ) - غيبت نعمانى 200 .
( 4 ) - بحار 52 / 363 ح 133 .