قيام كنند و نخواهند داد دولت را مگر به صاحب شما ، كشتههاى ايشان شهدايند ، آگاه باشيد اگر من آن زمان را درك مىكردم خود را براى صاحب اين امر نگاه مىداشتم » . « 1 »
از اين عبارت استفاده مىشود كه نصرت اين رايت جائز است مانند رايت يمنى و لكن حفظ خود را براى امام عليه السّلام بهتر است .
و در « الزام الناصب » از « اربعين ميرلوحى » از فضل بن شاذان از حضرت باقر عليه السّلام مانند اين روايت را نقل كرده ، اما با تفصيلى بيشتر و چون مشابه باهم است ظاهرش اين است كه يك حديث است و در يك مورد است نهايت تفصيلش بيشتر است ، فرمود :
« گويا مىبينم قومى را كه خروج كردهاند از دورترين بلاد مشرق از شهرى كه او را شيلا گويند ، حق خود را از اهل چين طلب كنند و به ايشان ندهند ، باز طلب كنند و به ايشان ندهند ، پس چون چنين بينند شمشيرهاى خود را بر دوش نهند ، پس راضى توجه كنند و خراسان را از اهلش مطالبه كنند و به ايشان ندهند ، پس او را از اهلش بگيرند و آنان اراده دارند كه ملك را ندهند مگر به صاحب شما » . « 2 »
و از همان « اربعين ميرلوحى » از امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « هرگاه قيام كند ، قيامكننده به خراسان همان كس كه از چين و ملتان آمده ، سفيانى لشكرى به سوى وى بفرستد پس غلبه بر وى نكند » . « 3 »
در اين حديث تقريبا تصريح شده به اينكه قيامكننده از خود خراسان نيست .
20 - سوم : شعيب بن صالح از سمرقند
حضرت زين العابدين عليه السّلام فرمود : « بعد از خروج عوف سلمى در كريت ، خروج شعيب بن صالح است از سمرقند » . « 4 »
و حضرت رضا عليه السّلام فرمود : « پيش از اين امر سفيانى و يمانى است و مروانى و شعيب
هامش
( 1 ) - غيبت نعمانى 182 ؛ بحار 52 / 243 ح 116 .
( 2 ) - الزام الناصب 2 / 160 .
( 3 ) - همان 2 / 160 .
( 4 ) - غيبت طوسى 444 ح 437 ؛ بحار 52 / 213 ح 65 .