صاحب شما ، پس هرگاه يمانى خروج كند حرام است ، بر هر مسلمانى بيع سلاح ( يعنى بايد سلاح را براى خود حفظ كند ) و هرگاه يمانى خروج كند پس كوچ و نهضت كن به سوى او ، زيراكه او رايت هدايت است و حلال نيست براى هيچ مسلمانى اينكه بر وى بپيچد ( يعنى با او معارضه كند ) ، پس هركس چنين كند ، پس او اهل آتش است زيراكه او دعوت مىكند به سوى صراط مستقيم » . « 1 »
پوشيده نباشد كه آنچه از حديث استفاده مىشود آن است كه مخالفت و معارضه با وى جايز نيست ، اما صريح در وجود نصرت و متابعت نيست ، ولى رخصت در متابعت را مىرساند ، چنانكه دربارهء خراسانى خواهد آمد .
حضرت صادق عليه السّلام يمانى را شكننده چشم سفيانى معرفى فرمود و از حديثش ظاهر مىشود كه محل خروجش صنعاء يمن است ، فرمود : « سفيانى كجا خواهد بود ؟ و حال اينكه هنوز شكننده چشم او از صنعاء يمن خروج نكرده » . « 2 »
در خبر سطيح اگرچه اعتبارى به خبر او نيست ، گفته : ملكى از صنعاء يمن خروج كند روى او سفيد مانند پنبه ، اسم او حسين است يا حسن ، به خروج او عمر فتنهها تمام شود ، پس در آن وقت مبارك زكى و هادى و مهدى و سيد علوى ظاهر گردد . « 3 »
امير المؤمنين عليه السّلام در وصف لشكر او و خراسانى فرمود : « در بين اينكه لشكر سفيانى در كوفه مشغول قتل و غارت هستند ناگهان سواران يمانى و خراسانى مانند دو اسب مسابقه بر يكديگر سبقت گيرند و لشكر ايشان غبارآلود و موپريشان جوانانى هستند از اصلاب خالص در عرق تشيع ، هرگاه نظر كنى به باطن پاى يكى از ايشان مىبينى ، مانند تير تراشيده آماده براى پيكار و پر ، مىگويد ديگر بعد از امروز خيرى براى ما در مجلس و زندگى نيست ، بار خدايا ما توبهكنندگان به سوى تو ، ايشانند آن ابدالى كه خداوند وصف ايشان و نظيرهاى ايشان را از آل محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم در كتاب عزيز خود كرده « 4 »
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ
هامش
( 1 ) - غيبت نعمانى 171 ؛ بحار 52 / 232 ح 96 .
( 2 ) - غيبت نعمانى 185 ؛ بحار 52 / 245 ح 123 .
( 3 ) - بحار 51 / 163 .
( 4 ) - مختصر بصائر الدرجات 200 ؛ بحار 52 / 274 ح 167 .