« وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا »
« 1 » .
با آنچه در اختيار دارى در راه بدست آوردن سعادت اخروى پوينده باش ، ولى بهرهء خود را ازاين حيات ناديده نگير .
اسلام همانند ديگر اديان به جا مانده ، دين مردگان نيست ، تا با زندگى انسانها كارى نداشته باشد . اسلام يك شريعت است كه راه و روش و رفتار انسان را در اين زندگى تنظيم مىكند .
البته با جزئيات كارى ندارد و تنها اساسنامههاى كلى ( ضوابط و قواعد عامّه ) را ارائه داده ، تا در سايهء اين رهنمودها ، جامعه به سلامت راه خود را طى كند .
و خواهيم گفت كه اسلام يك نظام است و اين نظام أساسنامه دارد و شرائط مسؤوليّت اجرايى اين نظام ضرورتا در متن . ساسنامه آمده است .
3 - سياست به معناى نادرست آن
سياستى را كه در اين زمينه مطرح مىكنند ، عبارت است از يك سرى نيرنگها و دسيسهها كه سياستمداران امروز به كار مىگيرند و در راه پيشرفت اهداف سلطه جويانهء خود ، از هرگونه ظلم و تجاوز و حقكشى دريغ نمىورزند و در صورت ضرورت از ابزرا زور و قدرت نظامى نيز استفاده مىكنند و طبق قانون « الغاية تبرّر الواسطة » ( هدف وسيله را توجيه مىكند ) به هر كارى - هرچند پست و شرمآور باشد - دست مىزنند .
در جهان امروز سياستمدار ورزيده به كسى مىگويند كه در طرح نقشهها براى رسيدن به اهداف سياسى ، ماهرتر باشد . هرچند عدالت اجتماعى پايمال گردد .
ازاينرو به معاويه « داهية العرب » مىگفتند . زيرا در مكر و حيله و طرح نقشههاى شوم ، سرآمد عرب بود .
سياست به اين معنى با روح دين و شريعت در تضادّ است .
حضرت امير عليه السّلام مىفرمايد :
« و اللّه ما معاوية بأدهى منّى ، و لكنه يغدر و يفجر ، و لو لا كراهيّة الغذر لكنت أدهى الناس » « 2 » .
هامش
( 1 ) . قصص 28 : 77 .
( 2 ) . نهج البلاغة خطبهء : 200 .