اين روشنفكران دچار دو اشتباه شدهاند :
1 . براي تحقيق وبررسى نمونههاى وحى آسمانى به كتابهاى تحريفشده كه ترجمههاى ناقص وآميخته با تصرّفات ديگران است رجوع كردهاند . در حالي كه قبلا مىبايست از صحت اين نوشتهها اطمينان پيدا مىكردند .
2 . انسان را موجودى مادي فرض كردهاند . حال آنكه انسان تركيبي از روح وجسد است كه روحش از سنخ ملأ أعلى است وسنخيت كه شرط برقرارى رابطه محسوب مىشود ، وحى را امكانپذير مىكند .
در بيان بعد ملكوتي انسان ، مولوى عارف بلندآوازه مىگويد :
« من ملك بودم وفردوس برين جايم بود * آدم آورد در اين دير خرابآبادم »
مشابه بيت فوق به زبان عربى توسط دانشمند بزرگ ابن سينا نيز بيان شده است :
« هبطت إليك من المحلّ الأرفع * ورقاء ذات تعزّز وتمنّع »
ودر اشعار منسوب به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آمده است :
« أتزعم أنّك جرم صغير * وفيك انطوى العالم الأكبر »
در اين بيت به اين واقعيت اشاره شده است كه تمامى مراتب عالم وجودي در وجود انسان نهفته است .
مسألهء روحانيت انسان وسنخيّت أو با ملأ أعلى در جاى خود به طور مفصل بحث شده است . ولى براي اينكه بتوانيم بحث وحى وجايگاه آن را بخوبى روشن سازيم ، به توضيحاتى چند از قرآن وحديث اشاره مىكنيم .
روحانيّت انسان
روحانيّت انسان يكى از مسائلي است كه از ديرباز فكر بشر را به خود مشغول ساخته است . توجّه به اين مسئله باعث شده كه موضوع روحانيت انسان در فلسفه ، فرهنگ وهنر نيز جايگاه خاصي پيدا كند . همچنين در قرآن وحديث بارها بدان اشاره شده ودر فلسفهء اسلامى نيز اين مسئله مطرح بوده است . در اينجا به گوشهاى