بر پايهء اين آيات ، موقعى كه موسى تولّد يافت ، مادرش نگران حال أو شد . ناگهان بارقهاى در خاطرش گذشت كه با توكّل بر خدا أو را شير دهد . هرگاه احساس خطر كرد أو را در صندوقى چوبين قرار داده بر روى آب رها كند . ونيز بر خاطرش گذشت كه طفل به أو بازمىگردد وهرگز نبايد اندوهناك باشد ، زيرا بر خدا اعتماد كرده وطفل را به دست أو سپرده است . اينها خاطرههايى بود كه بر انديشهء مادر موسى گذر كرد وبارقهء اميدى بود كه در دل أو درخشيدن گرفت . اينگونه خاطرههاى روشنكنندهء راه ونجاتدهنده از بيم وهراس ، الهام رحماني وعنايت رباني است كه در مواقع ضرورت به يارى بندگان صالح مىآيد .
قرآن وحى را به معناى وسوسههاى شيطان نيز به كار برده است ،
« وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً . . . »
« 1 » و
« وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ . . . »
« 2 » اينگونه وحى شيطانى همان است كه در سورهء ناس آمده :
« مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ »
« 3 » .
4 . وحى رسالى : وحى بدين معنا شاخصهء نبوّت است ودر قرآن بيش از هفتاد بار از آن ياد شده است :
« وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَمَنْ حَوْلَها »
« 4 » .
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ »
« 5 » پيامبران مردان تكامليافتهاى هستند كه آمادگى دريافت وحى را در خود فرآهم ساختهاند . در اين باره امام حسن عسكرى عليه السّلام مىفرمايد : « انّ اللّه وجد قلب محمّد أفضل القلوب وأوعاها فاختاره لنبوّته . . . « 6 » ؛ خداوند ، قلب وروان پيامبر را بهترين وپذيراترين قلبها يافت وآنگاه أو را براي نبوّت برگزيد » .
اين حديث اشاره به اين واقعيت دارد كه براي دريافت وحى آنچه مهم است افزايش آگاهى وآمادگى براي پذيرا شدن اين پيام آسمانى است . براي رسيدن به
هامش
( 1 ) انعام 6 : 112 .
( 2 ) انعام 6 : 121 .
( 3 ) ناس 114 : 6 - 2 .
( 4 ) شورى 42 : 7 .
( 5 ) يوسف 12 : 3 .
( 6 ) محمد باقر مجلسي ؛ بحار الأنوار ؛ ج 18 ، ص 205 ، حديث 36 .