تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
نيز يافت مىشود ؛ يشت‌هاى 8 / 2 و 19 / 68 به ويرانى مناطق غيرايرانى به‌وسيلهء
- hanravx
( درخشش ) اشاره مىكنند . اين اصطلاح در ادبيات زرتشتى ، و احتمالا در انديشهء سياسى ساسانى ، به‌طور محسوسى داراى يك دلالت ضمنى دينى نيز هست . شخص « انير »
) rena (
الزاما يك « غيرايرانى » نيست ، ولى قطعا يك « غيرزرتشتى » است ؛ و « انير » پرستندهء ديوها يا پيرو دين‌هاى ديگر معنى و معرفى مىشود ( ر . ك : دين‌كرد ، ص 147 ) . عرب‌ها و ترك‌ها « انير » خوانده مىشوند ، از آن‌رو كه عموما مسلمان ، و ديگر به‌گونه‌اى در حجاب‌اند . براى آگاهى بيشتر ر . ك :
. 13 - 03 . pp , 7891 , 2 . loV , acinarI aidepolcycnE : ni , " narenA " , xuongiG . hP
و نيز : قوم آريا ، داريوش احمدى ، ص 159 - 161 .
شرح
( 21 ) . ر . ك : زند وهومن يسن ، ص 12 - 13 . ( 22 ) . ر . ك : همان ، ص 13 . ( 23 ) . بهمن يشت ، 14 / 3 . هم‌چنين دربارهء بهرام ورجاوند ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 3 . ( 24 ) . بهمن يشت ، 14 / 3 . ( 25 ) . در قسمت سوم ، بند 19 بهمن يشت افزوده‌هاى بيشترى به چشم مىخورد : بعضى گفته‌اند از سگستان و پارس و خراسان ؛ بعضى گفته‌اند از درياچهء پدشخوارگر ؛ بعضى گفته‌اند از اريان و كوفستان ؛ بعضى گفته‌اند از تبرستان . ( 26 ) . ر . ك : زند وهومن يسن ، ص 13 - 14 . ( 27 ) .. ivL - iiiL . pp , I stxeT ivalhaP , tseW . W . E( 28 ) . ر . ك : آيين شهريارى در شرق ، ترجمهء فريدون بدره‌اى ، ص 570 . ( 29 ) . ر . ك : همان ، ص 20 ؛ دربارهء افزوده‌هاى بعدى بهمن يشت در يادداشت 25 و 24 مطالبى ذكر شد . هم‌چنين براى بحث تفصيلى و مشروح دربارهء متن بهمن يشت و ترجمهء انگليسى و يادداشت‌هاى متعدد نگاه كنيد به : متون پهلوى وست :. 532 - 981 , xiL - L . pp , ) 0881 V tsaE eht fo skooB dercaS ( I stxeT ivalhaP , tseW . W . E( 30 ) . ر . ك : آيين شهريارى در شرق ، ص 570 ؛ هم‌چنين دربارهء پشوتن ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 4 . ( 31 ) . بهمن يشت ، قسمت دوم ، بند 19 ، قسمت سوم ، بند 34 . ( 32 ) . ر . ك : آيين شهريارى در شرق ، ص 22 ؛ از گروه مهاجمان به‌طور كلى يك‌بار به لفظ يونان نام برده شده كه در شرق نزديك باستانى ، براى تسميهء « گرگ‌ها » به كار مىرفته ، و ظاهرا اين لفظ مشتق از واژهء ايونى است ؛ تلفظ پهلوى كلمه كه يونان باشد معادل صورت پارسى باستانى يئونا ، عيلامى ايونه ، عبرى ياوان و هندى يونا است . اما به‌هرحال چنان‌كه در متن آمد ، نويسندگان عهد ساسانى معمولا يونانيان را رومى مىخوانند ( همان ، ص 22 ) ؛ ر . ك : بهمن يشت ، قسمت سوم ، بند 5 ؛ فارسى باستان ، كنت ، ترجمهء سعيد عريان ، ص 662 ؛ هم‌چنين در اين‌باره نگاه كنيد به :stelbaT yrusaerT silopesreP , noremaC . G . G ni , 12 telbaT yrusaerT silopesreP , etimalE fo snoitangiseD sa'salleH dna'n ? awaY " , yerroT . C . C morf udniH dna werbeH . 911 , ) 8491 ( . 11 - 203 , ) 4091 ( 52 SOAJ , " eripmE dicueleS eht( 33 ) . ر . ك : زند وهومن يسن ، هدايت ، ص 16 . ( 34 ) . ر . ك : همان ، ص 16 .