شرح
( 22 ) . ر . ك : ديانت زرتشتى ، ص 73 ؛ ايرانشناس آلمانى آندرهآس معتقد است كه مطالب اوستا تا زمان اشكانيان نوشته نشد و براى نوشتن آن اولبار الفباى پهلوى اشكانى به كار برده شد كه فقط براى حروف صامت علاماتى داشته و در آن ساير علائم و حروف مصوت با كمك حروف صامتى مثل « ا » ، « و » ، « ى » ادا مىشده است . اين متن اوستاى اشكانى مىبايست بعدها جزءجزء و حرفبهحرف بهطور مكانيكى از الفباى پهلوى اشكانى به الفباى اوستايى برگردانده شده باشد و اين همان اوستايى است كه ما امروزه در دست داريم .
به عقيدهء اندرهآس اختلافات و جدايىهاى دستورى متون كنونى اوستا به آن سبب به وجود آمده كه موبدانى كه متون را به خط جديد اوستايى برمىگرداندهاند به آن زبان آگاهى كامل نداشتهاند ، زيرا زبان اوستايى در زمان ساسانيان زبان اهل علم و فضل بوده و همان حالت زبان لاتين را در اروپاى قرون وسطى داشته است .
نگاه كنيد به :, trewtuaL rehcilgurpsru nieS dnu setebahplA atsewA sed gnuhetstnE eiD : saerdnA . C . F . ff 29 . P , 2091 grubmaH , sessergnoK - netsilatneirO nelanoitanretnI IIIX sed . hreVبه نقل از همان ، ص 69 .
( 23 ) . نقل از : زرتشت ، مزديسنا و حكومت ، جلال الدين آشتيانى ، ص 341 .
( 24 ) . بندهش ، ترجمهء بهار ، ص 141 .
( 25 ) . نگاه كنيد به : فرگرد دوم ، يادداشت 29 .
( 26 ) . چنانكه در متن اشاره شده براى تغيير دين احكام سختى درنظر گرفته شده ، براى نمونه در روايت اميد اشوهيشتان ص 17 آمده : « هرگاه مردى از دين زرتشتى به اسلام گراييد و مسلمان باقى ماند ، در دم به عنوان گناهكار تناپوهل محسوب خواهد شد . اگر در عرض يك سال همچنان به اسلام پايبند بماند در آن صورت گناهش مرگ ارزان خواهد شد » . نمونههاى ديگر را مىتوان در ص 167 - 175 مشاهده نمود . در اينباره در نامه تنسر نقل است كه اردشير عذابى را كه براى گناهان خلق نسبت به خدا مقرّر بود ، تخفيف داد و ملايم گردانيد : « چه در روزگار پيشين هركه از دين برگشتى ، حالا عاجلا قتل و سياست فرمودندى ، شهنشاه فرمود كه چنين كس را به حبس بازدارند ، و علما مدت يك سال به هروقت او را خوانند و نصيحت كنند ، و ادله برو عرض دارند ، و شبه را زايل گردانند ، اگر به توبه و انابت و استغفار بازآيد خلاص دهند ، و اگر اصرار و استكبار او را بر استدبار دارد ، بعد از آن قتل فرمايند » ( وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهى ساسانيان ، كريستن سن ، ترجمهء مجتبى مينوى ، ص 166 ) .
( 27 ) . تناپوهلlhup ? anatيا تنافور : در اوستا تنوپرثهa ? ? r ? p - unatبه معنى « تن به سزا رسيده » يا پشوتنو يعنى تن به سزا ارزانى يا تن محكوم و به عبارتى به معنى « كسى كه تن خود را بايد براى گناهى كه كرده است بدهد » آمده است . در گزارش پهلوى تناپوهل يگانيهh ? in ? ag ? ilhup - ? anat؛ تناپوهل و يا تناپوهر ؛ و در پازند تنافور شده و در توضيح افزوده شده : مرگ ارزان ، يعنى به مرگ ارزانى يا درخور مرگ ( ر . ك : يادداشتهاى گاثاها ، پورداود ، 381 - 380 ؛ ونديداد ، هاشم رضى ( 1 / 498 ) ؛ اوستا ، دوستخواه ( 2 / 957 ) . در اوستا درجهء گناه تنوپرثه ، پشوتنو يا تناپوهل بسيار سخت و سنگين و پس از گناهان مرگ ارزان از بزرگترين گناهان و جرايم محسوب مىشود . دارمستتر اذعان دارد كه « پشوتنو در اصل معناى مرگ ارزان داشته و بعدها تعديل شده و به هر گناهكارى كه سزاى گناهش دويست تازيانه يا دادن تاوانى برابر هزار و دويست درهم باشد ، اطلاق گرديده است » ( اوستا ، دوستخواه ، 2 / 8 - 957 ) . بهطور كلى در قوانين جزايى گناه تناپوهل عبارت است از زخم و يا