و همهء آسيا در زير يوغ ستم خواهد رفت ، و خاك تشنه از خون كشتارهاى عظيم سيراب خواهد شد .
اما چون برافتد دوزخ براى پذيرايى او آماده خواهد بود .
او سرانجام ، به دست قومى از همان خاندان كه مىخواهد نابود سازد ،
به كلى نابود خواهد شد .
پس از آنكه تنهاى برآورد ، و دشمن انسان آن را به هلاكت رساند
درخت ديگرى با ده شاخه بهجاى خواهد گذاشت .
وى نياى جنگجوىنژاد ارغوانى پوش را خواهد كشت ،
و چون آرس 5 به دست فرزندزادگان خود ، نابود خواهد شد ،
و آنگاه شاخهء طفيلى حكومت آغاز خواهد كرد . 6
محققان و دانشمندان در تفسير اين پيشگويى عقايد مختلفى ابزار داشتهاند : گروهى آن را اصلا ايرانى مىدانند و شخص اشاره شده را اسكندر گويند ، و بعضى منشاء آن را يهودى و مربوط به آنتيوخوس چهارم ملقب به اپيفانس مىدانند . از اين ميان « بوست
tessuoB
» تنها نظريهء قابلقبول را ارائه مىدهد كه مىگويد يك نويسندهء يهودى ، يك پيشگويى ايرانى كهنسالى را با افزودن سطرهاى 396 تا 400 به صورتىكه مناسب حال آنتيوخوس چهارم باشد ، تغيير داده است . 7 بايد گفت ظاهرا سيبولاى ايرانى اندكى پس از پيروزى اسكندر سروده شده و نابودى نسل ونژاد اسكندر را به دست « آنهايى كه مىخواست نسل آنها را برافكند » پيشگويى مىكند . اين كلمات به عنوان تعريف آرمانهاى اسكندر تنها دربارهء ايرانيان قابل اطلاق است زيرا اسكندر خود را رهاكننده و نجاتدهندهء ممالك و ملتهاى تابعهء هخامنشيان معرفى مىكرد . 8
سروشهاى غيبى هيستاسپ ( پيشگويى گشتاسب )
در خلال دو قرن پيش از ميلاد ، مجموعهاى متشكل از پيشگويىهايى برجا مانده ، كه با اسامى هيستاسپ
epsatsyH
يا كتاب هيستاسپ يا سروشهاى غيبى هيستاسپ و يا به شكل مشهور در زبان فارسى پيشگويىهاى گشتاسب ناميده مىشود . اين كتاب از ابتدا مورد توجه همگان بلكه صاحب اعتبار زياد نيز بوده و تا دورهء امپراطورى روميان همهجا خواهان و خواننده داشته است . مؤلفان متعدد مسيحى متذكر مىشوند كه همانند سىبيلها معتبر بوده و از يونانى به نثر لاتينى ترجمه شده بوده است . 9 در اثرى منسوب به پولس رسول از قول او