بهطور اعم و دولت سلوكى بهطور اخص رسالهاى تبليغى پرداخته است .
هراكليتوس افسوسى در اواخر قرن ششم قبل از ميلاد ، قديمىترين نويسندهء يونانى است كه از سيبولاها نام برده است . سيبولا ، زنى بود ملهم از جانب خداوند كه وقايع و حوادث هولناك و بدبختىزا و شگفتانگيز آينده را پيشگويى مىكرد . در ميان مردم چنين عقيدهاى رايج بود كه معمولا با تغييراتى در گفتههاى سيبولا مىشود از حوادث و مصيبتهاى پيشگويى شده جلوگيرى كرد . پيشگويىهاى معدودى كه از روزگار باستان نقل شدهاند ، همگى كوتاه و اصولا جنبهء مذهبى دارند . تنها نقلقول و خبر مستقيم دربارهء سيبولاى ايرانى را « وارو
orraV
» ( 27 - 116 ق . م ) در زمان قيصر داده است . 2 وى از ده جا به عنوان مسند اين سيبولاها ياد مىكند كه پارس نيز از جملهء آنها و از همه قديمىتر بود . در اين پيشگويى آشكارا واقعيت تسلط و فرمانروايى اسكندر بر سراسر آسيا به تصوير آمده ، ولى از سوى ديگر مرگ زود هنگام وى به دست فرزندزادگان و جانشينانش نمادى است از ستمكارىها و بىعدالتىهايش . 3 ترجمهء سطرهاى 381 - 400 قسمت سوم پيشگويىهاى سيبولايى چنين است :
اينك مقدونيه رنجهاى توانفرسا براى آسيا پديد خواهد آورد ، و براى اروپا هم مصيبتى بزرگ ،
از نسل كرونوس ، از ذريهء بردگان و حرامزادگان ، زاده خواهد شد .
مقدونيه حتى بر شهربارودار و مستحكم بابل استيلا خواهد يافت ،
و آنگاه خود ،
كه بانوى همهء سرزمينهايى كه آفتاب بر آنها مىنگرد ،
خوانده خواهد شد ،
در ميان حماقتهاى دردانگيزش جان خواهد سپرد ،
و در ميان زادگان سرگردان نسلهاى بعد ،
تنها نامى از آن باقى خواهد ماند . 4
* * * روزگارى مرد بىدينى به سرزمين توانگر آسيا خواهد آمد ،
كه قباى ارغوانى بر دوش خواهد داشت ،
مردى وحشى ، خودكام ، و آتشگون .
كه در برابر خود شعلهاى چون آذرخش خواهد افروخت ،