تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
شرح
( 29 ) . نولدكه دربارهء اين نام مىنويسد : پهلوى آن يزدكرتtrekedzaJ؛ سريانى آن يزدگرد و يا ايزدگرد و يا ايزدگر . شكل ايزدگر به‌صورت‌هاى محرف در تلمود آمده است : ايزگدر ، ازگر ، يزدگر . در عربى يزدجرد ؛ ولى در بعضى منابع ازدكرد ضبط شده است . در يونانى « ايسديگردس » و نيز ايسدگردس كه چندان مورد اعتماد نيست . در ارمنى يزكرتtrekzaJ. ر . ك : تاريخ ايرانيان و عرب‌ها ، همان ، ص 173 ، يادداشت 1 و منابعى كه در آن معرفى شده . ( 30 ) . در تاريخ طبرى دربارهء مدت پادشاهى يزدگر مىنويسد : « پادشاهى يزدگرد را بعضى بيست و دو سال و پنج ماه و شانزده روز و بعضى ديگر بيست و يك سال و پنج ماه و هيجده روز گفته‌اند » . ر . ك : همان ، ص 146 ( 31 ) . ر . ك : بخش بهمن يشت ، يادداشت 11 ؛ بخش زراتشت‌نامه ، يادداشت 9 . ( 32 ) . ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 3 . ( 33 ) . استاد مهرداد بهار در توضيح مىنويسد : « متن :gnahan : ynsnبه معناى ايالت و سرزمين » . ( 34 ) . ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 4 . ( 35 ) . رود واتئنى ، پهلوى :in ? eat ? aW، بنا به بندهش نام رودى است در سيستان كه به درياى كيانسه مىريخته است و افراسياب آن را لگدكوب كرده ، از ميان برد و در دوران اوشيدر از نو جريان يابد : « دربارهء رود واتئنى گويد كه افراسياب ( آن را ) به گرز ( بر ) افگند . چون اوشيدر رسد ، به بلندى اسبى بازتازد . چنين است نيز چشمه‌هاى درياى كيانسه » . ر . ك : بندهش ، بهار ، ص 77 ؛ و ص 75 ، 76 ( 36 ) . نگاه كنيد به : فرگرد اول ، يادداشت 44 . ( 37 ) . ر . ك : فرگرد دوم ، يادداشت 58 . ( 38 ) . ر . ك : فرگرد اول ، يادداشت 45 . ( 39 ) . ترجمه بندهش : « كار » . . . بود [ كه ] براى اين كار به . . . . ( 40 ) . تن‌كردار به معناى برسازندهء تن مردمان است ، چون در عصر سوشيانس است كه مردگان از نو ساخته شوند . پژوهشى در اساطير ايران ، ص 201 ، يادداشت 53 ( 41 ) . ر . ك : فرگرد اول ، يادداشت 21 . ( 42 ) . براى آگاهى از روايت صد در بندهش در چگونگىزاده شدن سه موعود مزديسنا ر . ك : فرگرد اول .