اثر به نام زندى وهمن يسن
) nsaY namhaW ? i dnaZ (
آمده است ( كه وست آن را بىدليل به يشت تصحيح كرد ) . اين واژه مىبايست ترجمهء فارسى ميانه متن اوستايى باشد . تقريبا بهطور قطع هيچ بخشى از متن اصلى اوستايى حفظ نشده ، چرا كه حتى اگر اين روايت حقيقت داشته باشد كه يشت 32 - 24 / 1 باقيماندهاى از بهمن يشت گمشده مىباشد ( دارمستتر ، زند - اوستا
II
، پاريس 93 - 1892 ، چاپ مجدد 1960 ، ص 331 ) ، 2 اين بخش هيچچيز مشتركى با متون تأييد شده بهمن يشت ندارد . بر طبق نظر ف . ژينيو
xuongiG . hP
متن اصلى اوستايى هرگز وجود نداشته است . 3 ( دربارهء نبودن بهمن يشت اوستايى ، مجله مطالعات آسيايى و آفريقايى ، 32 ، توكيو ، 1986 ، صص 53 - 64 ) 4
تاواديا
) aidavaT . C . J (
دربارهء بهمن يشت مىگويد : « اين كتاب ، بنابر متن اصلى كه مبناى كار انكتيل دوپرون
) norreP ud liteuqnA (
بوده ، « بهمن يشت » ناميده مىشد ، ولى نام دقيق را از سخنان آغازين فصل دوم كه با آنها اصل كتاب آغاز مىشود ، مىتوان دريافت و آن « يسن » است نه « يشت » . اين دو واژه غالبا بهجاى هم به كار مىروند » . 5 ويدن گرن
) nergnediW . G (
در اين خصوص مىگويد : « ( بهمن يشت ) بر مبناى ترجمهء پهلوى متن گمشده اوستايى بنا شده است ، ولى در كنار بهمن يسن ، هردت يسن
) . y - tadroH
[ خرداد يسن ] ) و اشتات يسن ( .
y - tat ? sA
[ اشتاد يسن ] ) به عنوان گواه ياد شده باشد . بههرحال اين اثر يكنواخت نيست ، بلكه پيش تاريخ بسيار پيچيدهاى دارد » . 6 بنا به نظر تاواديا ( همان ، ص 168 ) « اين يشت بايد پس از يك فاجعه ، كه انگيزهاى براى توصيف وضع اسفبار به دست داده ، نوشته شده باشد . آنچه در اينجا بهصورت رويدادهاى آينده و نامهاى بعدى ياد مىشود ، افزودههاى مترجم يا دستكارىهاى دوباره وى است . اين افزودهها را چنانكه مىخواستهاند گنجاندهاند ، تا بدين وسيله پيشگويى كامل و مناسب با زمان درآيد » .
وست
tsew
بر اين گمان است كه متون موجود ( بهمن يشت ) ، نسخههايى از چكيده فارسى ميانه زندى وهمن يسن ، قرن يازده يا دوازده مىباشد كه در پايان قرن هفتم نوشته شده است ( كتب مقدس شرق ، جلد پنجم ، صص
ivl - iiil
، ص 194 ، ش 4 ) ، و اينكه متن اوستايى احتمالا جمعآورى مآخذ قديمىتر مىباشد كه در اوايل دورهء ساسانيان صورت گرفته است ( صص
vilvl (
. مرى بويس
ecyoB . M
( قدمت مكاشفات زرتشتيان ،
74 . SAOSB
، 1984 ، ص 68 ) 7 بر اين باور است كه متن اصلى احتمالا يك متن اوستايى تازه و از زمان مشقتبار كشورگشايى مقدونيه مىباشد ، حال آنكه ساموئيل ك . ادى
yddE . K . S
تلاش مىكند تا يك « نسخهء اصلى و اوليهء روزگار هلنى ( يونانى ) » را بازسازى كند 8 ( شهريار مرده است ، لينكلن 1861 ، ص 343 - 349 ) . 9 و بالاخره ويدن گرن مىگويد : « آنچنانكه متن پهلوى به دست ما