37 - « فضيل اعور » مىگويد من شاهد بودم كه « معاذ بن كثير » به امام صادق عليه السلام عرض كرد : من در وسعت و ثروت و بىنيازى قرار گرفتهام آيا تجارت را رها كنم ؟
امام فرمود : اگر چنين كنى عقلت كم شده است . ( يا چيزى شبيه اين فرمود ) « 1 »
38 - « معاذ لباسفروش » مىگويد : امام صادق عليه السالم به من فرمود اى معاذ ، آيا از تجارت ناتوان شدهيى يا نسبت به آن بىميل گشتهيى ؟
عرض كردم : نه ناتوان و نه بىميل شدهام !
فرمود : پس چرا ( تجارت نمىكنى ) ؟
عرض كردم : ما منتظر امرى بوديم ، و بدان جهت است كه وقتى « وليد » كشته شد ، من مال فراوانى داشتم كه هماكنون در دست من است و كسى هم از من طلبى ندارد ، و گمان نمىكنم تا پايان عمرم خورندهى اين مال باشم ( يعنى تا پايان عمر هرچه مصرف كنم تمام نمىشود و نيازى به تجارت ندارم ) .
فرمود : تجارت را ترك نكن ، ترك آن عقل را مىبرد ، بر خانوادهى خود وسعت و گشايش بده و مبادا ( موجبات آسايش آنان را فراهم نسازى و بر آنان سخت بگيرى ) كه پشت سر تو بدگويى كنند . « 2 »
39 - و نيز « معاذ » مىگويد به امام صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) - وسائل ج 12 ص 6 به نقل از « كافى » و « تهذيب »
( 2 ) - وسائل ج 12 ص 6 به نقل از « كافى » و « تهذيب » - در تهذيب : « انتظر امرك - منتظر فمران شما بودم » و « ليس لاحد عندى شيىمال كسى نزد من نيست » ذكر شده است .