تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

آ

آبدان

مثانه ( انسان يا حيوان ) .

آبكامه

نان خورشى است كه از : ماست ، شير ، تخم سپندان ، خمير خشك‌شده ، و سركه سازند و آن را به عربى ( مرى ) خوانند .

آبگير

تالاب ، استخر ، در متن مراد مثانه و آبدان مىباشد .

آبگينه

بلور ، شيشه

آبگينهء شامى

شيشهء ساخت شام كه در روزگار پيشين در شام نازك و ظريف ساخته مىشده است .

آچار

ترشيهاى گوناگون ، اصلا آچار بمعنى چيز درهم - آميخته است و چون ترشيها و سالتها از انواع سبزى و ترشيها درهم آميخته است آچار گفته شده . در معنى نخستين گفته است :
ز آچارها هرچه باشد عزيز * ترنج و به و نار و نارنج نيز

آذريون

و آذرگون يك‌گونه از بتهء گل هميشه‌بهار ، و به زبان محلى پارسى گل‌گاو چشم و بتازى شقائق مىگويند . فرهنگ جهانگيرى و آنندراج .

آرنج

بندگاه دست ، بازو از بندگاه تا دوش ، ساعد .

آزاد درد

بيمارى كه بتازى نقرس گفته مىشود .