من قرى بخارا و منها ابو يعقوب يوسف بن الفضل الكمرى يروى عن عيسى بن موسى و كعب بن سعيد و غيرهما و روى عنه سهل بن شاذويه » « 1 » .
و ياقوت حموى در كتاب معجم البلدان نيز شرح مبسوطى دربارهء كلمهء « قمرى » آورده كه قسمتى از آن را بدون ذكر سند به عين عبارات از انساب سمعانى گرفته است ، و چون مطلب بيشترى بر مندرجات انساب سمعانى ندارد از روايت آن خوددارى شد . « 2 »
نسبت قمرى در ادبيات فارسى
در اينجا بد نيست كه بدانيم برخى از مشاهير سخنوران و دانشمندان ايرانى نيز به : « قمرى » مشهور مىباشند مانند : سراج الدين قمرى كه از سخنوران نامى و شعراء ايران مىباشد ، ظاهرا در اينجا قمرى بضم قاف است و غير از نسبت به كمرهء بخارا مىباشد ؟
دولتشاه سمرقندى درباره اين سراج الدين قمرى گويد :
مفخر الظرفاء سراج الدين قمرى خوشطبع و لطيفهگوى و سخنشناس بوده و همواره نديم مجالس سلاطين و حكام بودى . . . ميان سراج الدين قمرى و سلمان ساوجى ، مناسبات شعرى برقرار بوده است « 3 » . . .
تاليفات طبى ابو منصور قمرى
آنچه در تضاعيف اوراق كتب و متون و منابعى كه پيش ازين ياد شد از آثار و تاليفات ابو منصور نام برده و ياد شده بدين شرح است :
هامش
( 1 ) - كتاب الانساب - سمعانى مروزى نسخهء خطى كتابخانهء ملى ملك و نسخهء فتوگرافى حرف ك .
( 2 ) - معجم البلدان - ياقوت حرف ق .
( 3 ) - تذكرهء دولتشاه سمرقندى ص 335 - 34 چاپ ليدن .