و بالجمله آن طبيب دانشمند با محمد بن زكرياى رازى معاصر و همعهد بوده و هريك از ديگرى مطالب طيبه نقل كردهاند . . . . . . و نيز ابو منصور در كتاب غنى و منى اقوال رازى را نقل كرده است و رازى نيز در كتاب حاوى از كتاب علل العلل ابو منصور مطالب طبى نقل كرده است .
( و بعد از سخنان و تفاصيلى ) مىگويند اهميت كتاب غنى و منى بدرجهايست كه ابن سينا در مؤلفات خود نام كتاب غنى و منى را صراحتا ياد كرده و مطالب از آن نقل كرده است .
( و در دنبالهء اين مطالب مىگويند ) ابو منصور تا اواخر عشر هشتم از مايهء چهارم « 1 » در نشأيه حيات بود و سپس بدرود زندگانى گفته است و در همان بلاد ( يعنى : بخارا ) مدفون گرديد .
و از جملهء تاليفات ابو منصور :
كتاب غنى و منى
كتاب علل العلل
معالجات منصورى
مقالة در بحران
رساله در علاج امراض صدر
رساله در حميات دائرة
مقاله در مرض استسقاء » « 2 » .
يادآورى : محمد بن زكرياى رازى از كتاب العلل و الاعراض ، كتاب الادوية - المفرده ، اپيديميا از تاليفات جالينوس و ابقراط ، مكررا مطالب طبى نقل كرده است ، اما منقولات از كتاب علل العلل و غيره در نسخهء مخطوطه ناقص ديد نشد .
قمرى - كمرهء
قمرى معرب كلمهء « كمرى » مىباشد كه نسبت به دهكدهء « كمره » نام يكى از ديههاى نزديك شهر بخارا بوده است . ابو منصور از مردم شهر بخارا و از اهالى دهكدهء كمره بوده كه نسبت بدان كمرى و معرب آن قمرى است ، و به همين جهت ويرا ابو منصور قمرى بخارى گفتهاند كه اصل آن كمرهء بخارى مىباشد .
ابو سعد سمعانى مروزى خراسانى در كتاب : معجم البلدان بزرگ و مبسوط خود موسوم به : « كتاب الانساب » در حرف ك در ذيل مادهء : « كمرى » مىگويد :
« الكمرى : بفتح الكاف و الميم و فى آخرها الراء هذه النسبه الى كمره و هى قرية
هامش
( 1 ) - اواخر عشر هشتم از مايهء چهارم تقريبا مساوى 479 ه .
( 2 ) - نامهء دانشوران - جلد اول ص 380 - ص 381 .