به كسانى كه ممكن است دشمنى و كينه توزى را به او تلقين كند و به نجات او اميدوارش سازند اجازهء ملاقات مده ، اگر برايت ثابت شد كه كسى از انديشهء آسيب زدن به مسلمانى را در ذهن او افكنده ، آن كس را تازيانه بزن و زندانيش كن .
دستور بده زندانيان را به جز ابن هرمه به حياط ببرند و اگر بيم آن داشتى كه ابن هرمه تلف مىشود او را نيز ببر ، و اگر ديدى تحمل يا توانايى دارد ، يك ماه بعد او را سى و پنج ضربه تازيانه بزن .
براى من بنويس كه با بازار چه كردى و به جاى اين خائن چه كسى را انتخاب كردهاى ، در صمن حقوق اين خيانتكار را نيز قطع كن . « 1 »
تسليت گفتن حضرت
روزى امير مؤمنان عليه السلام نزد « اشعث بن قيس » آمد . او به خاطر مرگ برادرش بسيار ناراحت بود و سوگوارى و بى تابى مىكرد .
امير مؤمنان عليه السلام به او فرمود :
انْ جَزَعْتَ فَحَقَّ الرَّحِمِ اتَيْتَ وَ انْ صَبَرْتَ فَحَقَّ اللّهِ ادَّيْتَ
« اگر بى تابى كنى حق فاميل را به جا آوردهاى ؛ امّا اگر صبر كنى حق خدا را اداء كردهاى . »
سپس حضرت در ادامه فرمود :
على انَّك انْ صَبَرْتَ جَرى عليكَ الْقَضاءُ وَ انْتَ مَحْمُودٌ وَ انْ جَزَعتَ جَرى عَليْكَ الْقَضاءُ وَ انْتَ مَذْمُومٌ
« به علاوه اين كه اگر صبر كنى حادثهء حتمى بر تو واقع شده است در حالى كه به خاطر صبرت مورد ستايش قرار مىگيرى ، و اگر بى تابى كنى ، باز واقعهء ناگوارى بر تو فرود آمده ، با اين تفاوت كه مورد نكوهش قرار مىگيرى . »
هامش
( 1 ) - / مستدرك الوسائل : ج 17 ، ص 403 ، حديث 21674 .