شترهايت را كه به هارون كرايه مىدهى . »
صفوان گفت : من شترهايم را براى لهو و صيد و امثال آن به وى كرايه نمىدهم ؛ بلكه تنها براى سفر حج به او كرايه دادهام ، در اين كار او خودش هم مباشرتى ندارد ؛ بلكه ديگران را براى آن اجير مىكند .
حضرت فرمود :
يا صَفْوانُ ! ايَقَعُ كِراءُكَ عَلَيْهِمْ ؟
« آيا به نظر تو كرايه دادن شترانت به آنها صحيح است ؟ عرض كرد : آرى ! . امام عليه السلام فرمود :
اتُحِبُّ بَقائَهُمْ حَتَّى يَخْرُجَ كِراءَكَ ؟
« آيا دوست دارى آنها تا انقضاى مدت كرايه و پس دادن شترانت زنده بمانند ؟ عرض كرد : آرى ! . امام عليه السلام فرمود :
فَمَنْ احَبَّ بَقائَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ مَنْ كانَ مِنْهُمْ كانَ وَرَدَ النّارَ
« هر كسى بخواهد آنها زنده بمانند ، از آنان است و كسى كه از آنها باشد داخل جهنم مىشود . »
پس از آن صفوان تمامى شتران خود را فروخت و وقتى هارون از علّت اين كار پرسيد ، گفت : ديگر پير شدهام و غلامانم چنان كه بايد به اين كار نمىرسند .
هارون گفت : مىدانم به اشارهء چه كسى شترانت را فروختهاى ؛ موسى بن جعفر تو را به اين كار واداشته است . او گفت : مرا با موسى بن جعفر چه كار ؟ هارون گفت :
اين حرفها را كنار بگذار ، به خدا قسم ! اگر به خاطر صفاى همنشينى با تو نبود تو را مىكشتم . « 1 »
توجيه گناه
يكى از خطرناكترين رذايل اخلاقى « توجيه گناه » است ، توجيه گناه زمينه دست زدن به گناهان خطرناك و بزرگتر را براى شخص گنه كار فراهم مىآورد .
در روايات اسلامى به شدّت از اين اخلاق مذمّت شده و ضمن آن به آثار شوم اين رذيلهء اخلاقى اشاره شده است .
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 441 ، به نقل از حيات فكرى و سياسى امامان شيعه .