ريشهء تكبّر
ريشه و منشاء تكبّر دو چيز است :
اوّل : حقارت
مَا مِنْ رَجُلٍ تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ الَّا لِذِلَّةٍ يَجِدُهَا فِي نَفْسِهِ « 1 »
« هيچ كس تكبّر نورزيد مگر به خاطر حقارتى كه در وجودش نهفته است . »
شخص متكبّر بر اثر از دست دادن چيزى يا موقعيّتى ، در وجود خود كمبودى احساس كرده كه دچار حس حقارت مىشود ، به همين منظور براى رفع يا جبران اين احساس واقعى يا خيالى تكّبر مىورزد .
دوم : خود برتر بينى
شخص متكبّر چون خودش را برتر از ديگران مىپندارد تكبّر مىورزد ؛ امّا شخص متواضع اين گونه نيست .
سنجش هر چيزى ملاك و معيارى دارد : ترازو براى سنجش وزن اجسام ، محك و تيزآب براى تشخيص خالص بودن طلا ؛ معيار و محك تشخيص شخصيّت انسان نيز بسته به تقرّب و نزديك بودن او به خدا و اهل بيت عليهم السلام است .
كسى كه تقرّب به خدا و اهل بيت دارد ، هرگز خود را برتر از ديگران نمىپندارد ؛ چرا كه مىگويد شايد طرف مقابل من به خدا و اهل بيت نزديكتر و مقربتر باشد .
نكته ديگر اثر شوم تكبّر است كه در روايات مورد تأكيد قرار گرفته شده است ، وجود مبارك امام كاظم عليه السلام در روايتى مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - كافى : ج 2 ، ص 312 ، حديث 17 .