كرد كه آرزوهاى انسان در يك تقسيم بندى به دو قسم تقسيم مىشود :
الف : آرزوهاى مذموم . ب : آرزوهاى ممدوح .
آرزوهاى مذموم آرزوهايى است كه مانع سعادت و رشد انسان از نظر معنوى باشد ، كه نمونه بارز آن در صحراى كربلا آرزوى عمربن سعد بود كه دوست داشت به حكومت رى دست يابد . وى براى تحقق اين آرزوى خود دست به كشتن حضرت سيدالشهداء عليه السلام زد و هم دنيا را از دست داد و هم آخرت را .
آرزوهاى ممدوح آرزوهايى است كه سبب تعالى و رشد معنوى آدمى را فراهم مىآورد .
دوم : آرزوها بايد دست يافتنى باشد و براى رسيدن به آن همّت به خرج داد .
نمونههاى فوق را به خوبى مىتوان در صحنه كربلا مشاهده كرد . نمونه آرزوهاى مذموم ، آرزوى عمربن سعد است كه براى رسيدن به آن تن به كشتن امام عليه السلام داد .
نمونه آرزوهاى ممدوح ، آرزوى شهيدان كربلا است كه براى رسيدن به آن از جان خود گذشتند . نمونه آرزوهاى دست نيافتنى ، آرزوى قاتلان كربلا بود كه براى رسيدن به آن هر چه كردند كمتر يافتند و نمونه همّت كردن براى دست يافتن به آرزوهاى دست يافتنى ، كوششِ ره يافتگان وصال در راه محبوب در عاشوراى سال 61 هجرى بود . اينك به نمونه هايى از آن توجه كنيد :
عمر بن قرظة بن كعب انصارى
پدر او از صحابهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و از ياران امير مؤمنان عليه السلام بود و در جنگهاى امير مؤمنان عليه السلام حضور داشت . آن حضرت ولايت فارس را به او واگذار كرد و در سال 51 درگذشت .
عمر بن قرظة يكى از فرزندان اوست كه قبل از آغاز جنگ به امام حسين عليه السلام پيوست و حضرت او را براى ارشاد نزد عمر بن سعد مىفرستاد اين جريان ادامه