5 . عمود
جزء اوّل از اجزاء ششگانهء خطابه است . در امر رابع با معناى لغوى و اصطلاحى عمود آشنا شديم . در اين مبحث مىگوييم :
« عمود » يا استدلال خطابى ، مبتنى بر سه دسته از مبادى تصديقى بديهى ثمانيه ( در مقدّمه مبحث صناعات خمس گفته شد ) است ، كه عبارتند از مظنونات ، مقبولات و مشهورات با همهء اقسامى كه داشت و معانى اين مبادى تصديقى در همان مقدّمه به تفصيل بيان شد ، و لازم به اعاده نيست .
ضمنا فرقى ندارد همهء مقدّمات استدلال خطابى از مظنونات باشد ، يا همه از مشهورات ، يا همه از مقبولات و يا مختلف باشد يعنى برخى مبادى و مقدّمات از مظنونات مثلا و برخى از مقبولات و . . .
قضاياى مظنونات و مقبولات مخصوص باب خطابه است ولى مشهورات ، هم در صناعت جدل كاربرد داشت و هم در صناعت خطابه ، و جزء مبادى هردو قسم واقع مىشوند منتها در هر بابى هدفى خاصّى دارد يعنى در باب جدل ، از حيث تأثير آنها در الزام و اسكات خصم استعمال مىشدند . در باب خطابه ، از حيث تأثير آنها در اقناع شنوندگان ، و اين يكى از فرقهاى صناعت جدل با خطابه است . فرق ديگر در آن است كه در باب جدل ، مشهورات را از يك نظر به سه دسته تقسيم كرديم :
1 . مشهورات حقيقيّه
2 . مشهورات ظاهريّه
3 . شبيه به مشهورات
در آنجا گفته شد كه در باب جدل تنها مشهورات حقيقيّه كاربرد دارد امّا مشهورات ظاهريّه خير ، ولى در اينجا اضافه مىكنيم كه در باب خطابه ، خطيب هم مىتواند از مشهورات حقيقيّه استفاده كند و هم از ظاهريّه و سرّ مطلب آن است كه در باب خطابه بنابر ردّوبدل ، مناقشه و دنبال كردن مطلب نيست بلكه اين خطيب است كه متكلّم وحده بوده و پشتسرهم مطالبى را القاء مىكند لذا استفاده از مشهورات ظاهريّه نيز ( از قبيل انصر اخاك ظالما او مظلوما ) براى اقناع مردم مفيد است ولى در باب جدل چون بنا بر نقض ، ايراد ، بحث ، تجزيه و تحليل هر مطلب است ، آوردن مشهورات ظاهريّه صحيح نيست زيرا بهانه به دست خصم داده و راه را براى نقض و ابطال او هموار