4 . عواملى كه مقتضى استعداد و آمادگى براى اقناع است .
مرحوم مظفر مىفرمايند : ما مىتوانيم همين مطالب و اقسام را به صورت جديد به سبك ديگر تقسيم كنيم ، يعنى بگوئيم : هر خطابهاى مشتمل بر دو ركن است :
1 . عمود
2 . اعوان
و خود اعوان بر دو قسم است .
1 . آن دسته از اعوان و انصار كه با صناعت و حيله انجام مىگيرند يعنى يك فنّى است و نياز به آموزش و تمرين دارد .
2 . آن دسته از اعوان كه بدون صناعت و حيله انجام مىگيرند .
بخش اوّل را استدراجات گويند كه با بيان انواع آن وجه تسميهاش روشن خواهد شد و استدراجات سه قسم مىشود :
1 . استدراجات بهحسب قائل ( شخص خطيب )
2 . استدراجات بهحسب قول
3 . استدراجات بهحسب شنوندگان
بخش دوم را كه بدون صناعت و حيله حاصل مىشود نصرت و شهادت گويند كه خود دو شعبه پيدا كرد :
1 . شهادت قولى
2 . شهادت حال ، و در مجموع شش قسم پيدا مىشود كه مستقيم و غيرمستقيم در خطابه نقش دارند و آنها عبارتند از :
1 . عمود
2 . استدراجات بهحسب قائل
3 . استدراجات بهحسب قول
4 . استدراجات بهحسب مستمع
5 . شهادت قول
6 . شهادت حال
و معتقد هستيم كه همهء اين امور ششگانه از اجزاء خطابه هستند پس لازم است يكيك آنها را مورد بحث قرار دهيم .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٠٥