قرآن مىشود كه در اوج فصاحت و بلاغت و . . . است .
پس كاملا روشن شد كه خطابه چه جايگاه رفيعى دارد و چه مقدار رهبران سياسى ، مذهبى ، نظامى و . . . دنيا براى توجيه ملّتها و افراد خود نيازمند به خطابه هستند .
2 . وظايف الخطابة و فوائدها
وظايفى كه شخص خطيب دارد به صورت فهرستوار عبارتند از :
1 . دفاع از رأى و عقيدهاى كه در رابطه با يك امر اعتقادى ، اخلاقى ، فقهى ، دينى ، سياسى ، و . . . دارد .
2 . روشن ساختن افكار عمومى و توجيه آنان و دفع شبهات معاندين و مخالفين .
3 . تشويق و تحريك مردم بر رضايت دادن به فلان اصل ، قانون و مصوّبه .
4 . تحريض و تشويق آنان بر اكتساب فضايل ، كمالات و ارزشهاى والاى اسلامى ( از قبيل تحريض بر حجاب اسلامى و ساير شوؤنى كه در جامعه اسلامى لازم است ) .
5 . تحريض آنان بر اجتناب از رذايل و سيئات اخلاقى و مفاسد اخلاقى .
6 . برانگيختن احساسات و عواطف مردم براى براندازى يك نظام يا حمايت از يك نظام با انواع و اقسام وسيلهها ( راهپيمائى ، كمك مالى ، طومارنويسى و . . . ) .
7 . بيدار ساختن وجدانهاى خفته جوامع انسانى از خواب غفلت و خارج ساختن مردم از بىتفاوتى .
8 . وظيفهء خطابه و شخص خطيب در يك كلام عبارت است از آماده كردن انسانها براى پذيرفتن آن هدف و راهى كه وى و هممسلكان او دارند ، كه به اين شيوهء حكومتى و اجرايى و سيستم ادارهء مملكت يا يك مجتمع كوچك و بزرگ راضى و قانع شوند .
از همينجا فوايد بزرگ خطابه روشن مىشود و بلكه از مفيد بودن گذشته ، خطابه يك ضرورت اجتماعى در حيات اجتماعى انسان است .
البتّه بايد يادآورى كنيم كه وظيفهء خطابه يك وظيفهء بسيار شاقّى است كه مبتنى بر سه اصل زير است :
1 . آموزش قواعد و اصول اين فنّ كه در اين بخش از منطق ، منطقيون بر آن همّت