يا اصغر معلول اوسط است ؛
يا اوسط معلول اصغر است ،
و يا هردو معلول علّت سومى هستند و هيچكدام علّت يا معلول يكديگر نيستند .
همچنين در قضيهء كبرى وقتى اوسط را با اكبر مىسنجيم همين سه صورت مطرح است .
در قضيهء نتيجه نيز وقتى اكبر را با اصغر مىسنجيم همين سه صورت متصوّر است كه ذيلا به كثيرى از اين صور اشاره شده و با مثال حكم آنها بيان خواهد شد .
سوم . ما مىخواهيم توسّط حدّ وسط ، اكبر را براى اصغر ثابت كنيم . اين اكبر داراى دو نحوه وجود است :
الف . وجود اكبر في نفسه - يعنى با قطعنظر از ثبوت آن در اصغر و حمل آن بر اصغر - كه توسّط قياس نتيجهگيرى مىشود ، قطعنظر از اين خود ذات اكبر در خارج مستقلا موجود است . مثلا جسميّت موجود است و وجود جوهرى هم دارد ، تمدّد موجود است و وجود عرضى هم دارد و . . .
ب . وجود و ثبوت اكبر در اصغر كه ما در قياس به دنبال اين هستيم يعنى ثبوت مقيّد مدّنظر ما است نه ثبوت مطلق و اصل الثبوت في نفسه .
البتّه ممكن است وجود في نفسه اكبر ، عين وجودش في غيره يعنى في الاصغر باشد مثل اعراض كه وجود في نفسه آنها عين وجودشان في غيرهاى في الجوهر و المحّل و المعروض است و وجود جدائى ندارند همانند تمدّد كه وجود في نفسه آن در خارج عين وجود في غيره است يعنى هميشه به واسطهء ارتفاع حرارت ، تمدّد در خارج موجود مىشود امّا نه بهطور مستقل بلكه مثلا در جسمى از اجسام از قبيل آهن .
همچنين ممكن است كه وجود في نفسه غير از ثبوت في الاصغر باشد همانند جسميّت ، كه در خارج مستقلا موجود است و در مقام استدلال هم توسّط اوسط بر اصغر حمل مىشود و در اصغر موجود مىشود كه بعدا مثال آن خواهد آمد . با حفظ اين نكات مىگوئيم :
برهان لمى در تقسيمى به دو قسم مىشود :
1 . برهان لمّى مطلق
2 . برهان لمّى غير مطلق
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 299
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٩