چنين كسى نمىتواند قاطعانه بگويد : هر كودكى در هركجاى عالم متوّلد شود حتما سياه است . با اينكه اين امر را به كرّات ديده و شاهد بوده است .
علّت واقعى اين اشتباهات كه در تجارب بيشتر انسانها وجود دارد مىتواند يكى از سه عامل اصلى زير باشد :
1 . آنچه را كه علّت واقعى اثرى نبوده ، علّت پنداشتهاند . همانند آنچه در مثال اوّل و اجتماع مردم در خيابان ذكر شد .
2 . آنچه را كه علّت ناقصه بوده ، علّت تامه پنداشتهاند . همانند مثال قلم و نوشتار .
3 . ما بالعرض را به جاى ما بالذات گرفتهاند . و آن تجربهاى موفق است كه در آن به علّت واقعى و ذاتى اثرى برسيم و گرنه بالعرض منتج به قاعدهء كليّه نخواهد شد .
همانند مثال آفريقايى و تولّد سياهپوستان .
فلسفهء خطا و اشتباه بسيارى از تجربيّات انسانها اين است كه نوعا ملاحظات و بررسىهاى آنان ، از حوادث و پيشآمدها و اشياء ، دقيق ، حسابشده و كامل نيست تا كبراى كلّى قياس استثنائى مذكور قطعى باشد و بگوئيم : لكنه قد حصل دائما ، چه بسا در واقع حصول فلان اثر ، دائمى نباشد ، ولى براى تجربهكننده به لحاظ اينكه يك يا چندبار چنين اتفاقى افتاده ، فلان اثر را دائمى پنداشته ، به آن اعتقاد پيدا كرده و بر اساس آن حكم كلّى صادر كرده است . ولى يقينا اين تصديق ، يقينى نيست . عواملى كه باعث به وجود آمدن اين تجربيّات باطل مىگردند عبارتند از :
1 . جهالت شخص عامى نسبت به حقايق و واقعيات امور ؛
2 . غفلت و بىتوجهى او نسبت به علل واقعى حوادث ؛
3 . پايين بودن سطح دانش و درك كه بيش از اين قادر نيست به ماهيت ذات اشياء راه يافته و علل واقعى را به دست آورد ؛
4 . شتابزدگى در مقام حكم و قضاوت و نتيجهگيرى ، كه در بسيارى از افراد مشاهده مىشود . و به همين علّت ، با اينكه حوادث اندكى را مورد مشاهده قرار داده و صدور فلان اثر را ديدهاند امّا يك حكم كلّى صادر مىكنند . غافل از اينكه تجربه با موارد متعدّد و متنوع كاملتر مىگردد و چه بسا در نهايت به عكس تصديق قبلى رسيده و به آن معتقد شوند .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٣