ب : مشاهدات
قسم دوم از بديهيات ششگانهء منطقى كه جزء مبادى يقينى هستند مشاهدات يا محسوساتند و آنها قضايائى هستند كه عقل حاكم و جازم به آنها است ، امّا براى تصديق به آنها مجرّد تصور موضوع و محمول و ملاحظه نسبت بين آن دو كافى نيست ، بلكه علاوه بر اين تصورات ، نيازمند واسطهاى به نام حس هستيم تا به واسطه به كار گرفتن آن تصديق حاصل شود ، لذا آنها را چون بدون دارا بودن حس مربوطه ، اين ادركات حاصل نشود محسوسات گويند .
روى همين اصل از ارسطو نقل شده : « من فقد حسّا فقد فقد علما »
يعنى : هركس حسى را از دست بدهد دانشهاى مربوط به آن حسّ را نيز از دست مىدهد . كسى كه نابينا است از ادراك رنگها محروم است .
حسّ بر دو قسم است :
1 . حسّ ظاهرى .
2 . حسّ باطنى .
حسّ ظاهرى داراى پنج نوع است :
1 . حسّ باصره كه توسط آن رنگها را احساس مىكنيم .
2 . حسّ سامعه يا شنوايى كه توسط آن انواع صداها را احساس مىكنيم .
3 . حسّ ذائقه يا چشايى كه با آن انواع مزهها را درك مىكنيم .
4 . حسّ شامّه يا بويايى كه با آن انواع بوها را درك مىكنيم .
5 . حسّ لامسه يا بساوايى كه توسط آن حرارت ، برودت ، نرمى ، زبرى و . . . را درك مىكنيم .
قضايا و تصديقاتى كه توسط هريك از اين حواس ظاهرى حاصل مىشوند حسيّات مىنامند . مثلا مىگوييم : خورشيد تابنده و روشنايىبخش است « ديدنيها » .
اين گل خوشبو است « بوئيدنيها » .
اين صدا گوشنواز است « شنيدنيها » .
قضايايى كه توسط حسّ باطن ادراك مىشوند وجدانيّات نام دارند . مثلا : همهء ما بالوجدان احساس مىكنيم كه داراى فكر و انديشهايم ، يا داراى حالت روانى خوف ، درد و رنج ، لذّت ، گرسنگى و تشنگى هستيم و با علم حضورى به اين امور علم داريم .