« ب مساوى ج است » كه در كبراى قياس اصل داشتيم از اين دو مىتوان نتيجه گرفت كه :
« پس هرچيزى كه مساوى ب باشد ( يعنى خود الف ) مساوى با چيزى است ( يعنى خود ب ) كه آن چيز مساوى ج است » ، و به اين ترتيب كبراى كلى هم تشكيل مىگردد و نتيجهء مذكور حاصل مىشود .
قياس دوم :
« الف مساوى مساوى ج است » صغرى
و « مساو المساوى مساو » كبرى
« پس الف مساوى ج است » نتيجه
در اين قياس ، صغرى همان نتيجهء قياس اوّل ، كبرى آن مقدمهء خارجى كه ضميمه شده و اوسط جملهء « مساوى المساوى » است كه كاملا تكرار شده و البته نتيجهء مذكور را هم داده است و هو المطلوب كه قياس مساوات از قياسات مركبه است نه بسيط .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٠