بديهيات ، بدون كموكاست مقدمات ( صغرى و كبرى ) هر استدلال با نتيجهء آن ذكر شده ، و چيزى از وسط حذف نشده و نتيجهء هر مرحله ، به عنوان صغرى يا كبراى مرحلهء بعدى استفاده شده است .
مثال : مطلوب ما اين است كه : « كل انسان جسم » ، و براى آن چنين استدلال مىكنيم : « كل انسان نام ، و كل نام جسم ؛ فكل انسان جسم » ، ولى صغراى اين استدلال جاى سؤال دارد كه : به چه دليل انسان نامى است ؟
در جواب مىگوييم : « كل انسان حيوان ، و كل حيوان نام ، فكل انسان نام » ، آن گاه از مجموع دو استدلال ، به طريق زير نتيجهء نهايى را مىگيريم :
1 . « كل انسان حيوان ، و كل حيوان نام ؛ فكل انسان نام »
2 . « كل انسان نام ، و كل نام جسم ؛ فكل انسان جسم »
كه نتيجهء استدلال اولى ، صغراى استدلال دوّم واقع شده و مطلوب نهايى به دست آمده است ، يا به قول مرحوم مظفر مطلوب ما اين است كه : « هر شاعرى داراى عواطف و احساسات بسيار قوّى است » ، و براى آن چنين استدلال مىكنيم :
« كل شاعر يتألم ( آزرده شدن ) ، و كل من يتألم فهو قوى العاطفة ؛ فكل شاعر قوى العاطفة » ، آنگاه مىپرسيم به چه دليل شاعران متألم مىشوند ؟ در جواب استدلال مىشود : « هر شاعرى حسّاس است ، و هر حسّاسى متألّم است ؛ پس هر شاعرى متألم است » ، سپس نتيجهء اين مرحله را صغراى مرحلهء مذكور قرار داده و با دو استدلال به نتيجهء دلخواه مىرسيم كه : « هر شاعرى داراى احساسات و عواطف بسيار قوى است » .
قياس مفصول : قياسى است كه همهء مقدمات استدلالهاى آن ذكر نشده بلكه نتايج مقطعهاى ابتدايى و وسطى معمولا حذف شده و تنها به آوردن « كبراهاى كلى » و يا « صغراها » اكتفا مىشود تا به نتيجهء نهايى مىرسيم .
مثلا در مثال اوّل بگوييم :
1 . « كل انسان حيوان » 2 . و « كل حيوان نام » 3 . و « كل نام جسم » ، سپس نتيجه بگيريم كه : « فكل انسان جسم » .
يا در مثال دوم بگوييم :
1 . « كل شاعر حساس » 2 . و « كل حساس يتألم » 3 . و « كل من يتألم ، قوى العاطفة » ، تا نتيجه بگيريم كه : « فكل شاعر قوى العاطفة » .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧١