موجبه باشد و گرنه اختلاف در نتيجه پيدا شده و منتج نخواهد بود . « 1 »
مرحوم مظفّر به پيروى از علّامه حلّى مىفرمايند :
اين شرط در بيشتر موارد معتبر است ولى عموميت و اطلاق ندارد و در جميع موارد معتبر نيست .
بيان ذلك : قضيّهء منفصلهء ما اگر سالبه باشد و بخواهيم آن را به يك متّصله تبديل كنيم ( چه كليه و چه جزئيه ) ، به يك متصلهء سالبهء جزئيه متحوّل مىشود و سالبهء جزئيه در باب اشكال اربعه محلى از اعراب و نقشى در انتاج ندارد بلكه قادح به انتاج است ، زيرا اگر بخواهيم از متصلهء اصل و متّصلهء سالبهء جزئيهء ، شكل اوّل را تشكيل دهيم ، در شكل اول سالبهء جزئيه اصلا منتج نيست ، چون يا صغرى واقع مىشود كه شرط شكل اول ايجاب صغرى است ؛ و يا كبرى واقع مىشود كه شرط كبراى شكل اول كليت است و سالبهء جزئيه هيچكدام را ندارد پس منتج نيست و اگر بخواهيم شكل چهار تشكيل دهيم باز شرط چهارم از شروط پنجگانهء شكل رابع ، اين بود كه مقدّمات آن هيچكدام سالبهء جزئيه نباشند .
البته ، تنها در ضرب چهارم از ضروب شكل دوم و ضرب پنجم از ضروب شكل سوّم ( صغرى موجبهء كليه و كبرى سالبهء جزئيه ، مثل : « كل حيوان حساس و بعض الحيوان ليس بفرس » ) ، سالبهء جزئيه منتج است ولى اين دو ضرب بسيار نادر و قليل الاستعمال هستند ( و النادر كالمعدوم ) پس با مسامحه مىتوان گفت منفصله نبايد سالبه باشد و سالبه نبودن شرط است ولى با دقّتنظر روشن مىشود كه اين شرط كليّت ندارد .
مثال : « ليس البتة امّا ان يكون هذا انسانا او فرسا » مانعة الخلّو سالبه
و « كلّما كان هذا انسانا ، كان حيوانا » متصلهء موجبه
اين دو مقدمه منتج نيستند زيرا كه طريق انتاج عبارت است از تحويل منفصلهء اصل به دو متصلهء بدل و پس از تحويل وقتى متصلهء اصل را ، با هركدام از آن دو مقترن مىسازيم ملاحظه مىكنيم كه جامع شرايط نبوده و منتج نيست .
امّا اصل تحويل : « قد لا يكون اذا لم يكن هذا انسانا ، فهو فرس »
2 . « قد لا يكون اذا لم يكن هذا فرسا ، فهو انسان »
امّا اقتران : اگر متّصلهء اصل را با متّصلهء شمارهء يك مقترن سازيم شكل سوم پديد
هامش
( 1 ) . الجوهر النضيد ، ص 162 .