يك مقدمه ، موجبه و ديگرى سالبه باشد تا ثابت كنيم كه از يك موجبه و يك سالبه هم قياس مؤلف از منفصلتين ، منتج است و لازم نيست كه حتما موجبتين باشند آنچنانكه برخى شرط دانستهاند :
مثال اول : هردو مقدمه ، منفصلهء حقيقيه و يكى موجبه ديگرى سالبه :
« دائما العدد امّا زوج و امّا فرد »
« ليس البتة امّا ان يكون العدد زوجا او منقسما بمتساويين »
شما مىتوانيد در طريقهء انتاج همان سه مرحله را اجرا كنيد ، يعنى ابتدا تمام متّصلات منفصلهء اول و دوم را استخراج كنيد ، سپس از آنها قياس تشكيل دهيد و شانزده ضرب است و صور منتجه را بدست آوريد .
مثال دوم : هردو مقدّمه ، مانعة الجمع و يكى موجبه ديگرى سالبه :
« دائما امّا هذا الشىء انسان ، او فرس »
« ليس البتة امّا ان يكون هذا الشىء فرسا او حيوانا »
باز طريقهء انتاج واضح است .
مثال سوم : هردو مقدمه ، مانعة الخلّو و يكى از آن دو موجبه :
« دائما امّا هذا الشىء لا انسان ، او لا فرس »
« ليس البتة امّا ان يكون هذا الشىء لا فرس ، او لا حيوان »
3 . المؤلف من المتصلة و المنفصله
نوع سوّم از انواع پنجگانه قياس اقترانى شرطى عبارت است از آن قياس اقترانى شرطى كه فراهم شده باشد از دو مقدّمهء شرطيه ، كه يكى از آن دو شرطيهء متّصله و ديگرى شرطيهء منفصله است . فرق ندارد كه صغرى متّصله و كبرى منفصله باشد يا بالعكس ، مثال :
« كلّما كان الشىء ثلاثة ، كان عددا »
و « دائما اما ان يكون العدد زوجا او فردا »
« فكلّما كان الشىء ثلاثة فامّا يكون زوجا او فردا »
حال اين نوع سوّم نيز مانند دو نوع قبلى ( مؤلف از متّصلتين و منفصلتين ) داراى سه قسم است ، زيرا اوسط در هردو مقدمه ، يا جزء تام است و يا جزء غير تام ، و يا در يك مقدمه تام و در ديگرى غير تام است ولى ما از اول ملتزم شديم كه تنها قسم اول را مورد