ديگرى جزء غير تام بود و ضمنا قياس ما از يك حمليه و يك شرطيه ، مؤلف بود .
براى بيان اين دو قسم مطلب را از اينجا شروع مىكنيم كه :
در تقسيم اول گفتيم : قياس شرطى برحسب مقدمات ( صغرى و كبرى ) به پنج يا هشت قسم تقسيم مىشوند و اگر اقسام تقسيم اول را در اقسام تقسيم دوّم ضرب كنيم ، پانزده قسم است كه از ضرب سه در پنج حاصل مىشود و به يك اعتبار بيست و چهار قسم است كه از ضرب سه در هشت ، نتيجهگيرى مىشود ولى از هشت قسم به پنج قسم اكتفا مىشود و از سه قسم تقسيم بعدى هم به دو فرض ، قناعت شد و هر فرضى هم مورد خاصى دارد كه روشن خواهد شد بنابراين بحث خود را در باب قياس اقترانى شرطى در پنج باب قرار مىدهيم :
باب اول . قياس اقترانى شرطى فراهم آمده از دو شرطيهء متصله ؛
باب دوم . قياس اقترانى شرطى فراهم آمده از دو شرطيهء منفصله ؛
باب سوم . قياس اقترانى شرطى فراهم آمده از يك متصله و يك منفصله ؛
باب چهارم . قياس اقترانى شرطى فراهم آمده از يك حمليه و يك متصله ؛
باب پنجم . قياس اقترانى شرطى فراهم آمده از يك حمليه و يك منفصله .
1 . المؤلف من المتصلات
قسم اول از پنج قسم در رابطه با يك قياس شرطى است كه مؤلف از دو شرطيهء متصله باشد . مثال :
« كلّما كانت الشمس طالعة ، كان النهار موجودا » صغرى
و « كلّما كان النهار موجودا ، كان العالم مضيئا » كبرى
« فكلّما كانت الشمس طالعة ، كان العالم مضيئا » نتيجه
اين قسم ، خود سه شعبه دارد كه هر شعبه ، داراى اشكال اربعه است :
1 . دو مقدمهء آن در جزء تام ، مشترك باشند يعنى اوسط در هردو جزء تام باشد .
2 . دو مقدمهء آن در جزء غير تام ، اشتراك داشته باشند .
3 . اوسط در يك مقدمه جزء تام و در ديگرى جزء ناقص باشد .
اساس كار ما بر اين شد كه قسم دوم و سوم مطرح نباشد و تنها قسم اول بيان شود ، لذا مصنف ميان دو خط تيره فرموده - اذا اشترك مقدمتاه بجزء تام منهما - .
حكم اين قياس اقترانى شرطى قدمبهقدم و نقطه به نقطه ملحق مىشود به احكام