فرات شدند و خود را به آب رساندند . يكى از دشمنان فرياد زد شما كيستيد ؟ برير گفت : من برير هستم ، ما آمدهايم آب برداريم . او گفت :
بياشاميد ولى حق نداريد قطرهاى از آب رابراى حسين ببريد .
برير گفت : واى بر شما ، ما آب بنوشيم ولى حسين عليه السل و فرزندان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تشنه باشند ؟ هرگز چنين نخواهد شد ، سپس به اصحاب خود رو كرد و گفت : هيچ كدام از شما آب ننوشد و به ياد تشنگان خيام باشيد .
سپس برير مشك را پر از آب كرد و از شريعهء فرات بيرون آمد ، در همين ميان سپاه دشمن سر راهش را گرفته و آنها را محاصره نمودند .
برير همچنان شمشير مىزد و آنان را موعظه مىكرد ، تا سرانجام با كمك گروهى از ياران امام حسين عليه السل توانست مشك آبى را به خيام برساند ، همين كه وارد خيام شدند كودكان بسوى آب هجوم آوردند و مشك باز شد و تمام آب آن ريخت .
برير در اين حال آهى كشيد و فرياد زد : اى واى بر من ! در مورد جگرهاى سوخته دختران رسول خدا صلّىاللَّهعليه وآله . « 1 »
هامش
( 1 ) - معالى السبطين فى احوال الحسن والحسين ، ج 1 ، ص 319 .