به رياض جنّت پر كشيد .
امّا برادرش « على » كه با عمر بن سعد به كربلا آمده بود ، چون برادرش را كشته ديد از ميان سپاه كوفه بيرون آمد و صدا زد : اى حسين ! برادر مرا فريفتى و او را كشتى .
امام حسين عليه السل فرمود : من او را نفريفتم ، خدا او را هدايت كرد و تو را به گمراهى كشيده شدى .
گفت : خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم و به طرف امام حمله كرد .
« نافع بن هلال » او را با ضربت نيزه از پا در آورد و روى زمين انداخت ، ياران او آمدند و او را از معركه بيرون بردند و زخمهايش را مداوا كردند تا بهبودى يافت . « 1 » 10 و 11 - سعد بن حارث و ابوالحتوف بن حارث
اين دو برادر با عمر سعد به كربلا آمدند و چون روز عاشورا شد تا آخرين لحظات از ياران دشمن بودند ، اما همين كه صداى مظلومى امام حسين عليه السل را شنيدند به يارى آن حضرت شتافتند و به فيض بزرگ شهادت نايل آمدند . « 2 » 12 - نافع بن هلال
وى از اصحاب اميرمؤمنا عليه السل مردى شجاع قارى قرآن و نويسندهء حديث بود و در جنگهاى جمل و صفيّن و نهروان در
هامش
( 1 ) - نفس المهموم ، ص 262 .
( 2 ) - وسيلة الدارين ، ص 149 .